تبليغاتX
عصر ایمان
زن و جامعه مهدوی
وضعیت اجتماعی زن در آخرالزمان

الف - عدم امنیت‏برای زنان: از انحرافات خطرناک که جامعه پیش از ظهور، به آن گرفتار می‏گردد، بی‏امنیتی خانوادگی و ناموسی است، این مساله آنچنان فراگیر می‏شود که کمتر کسی می‏تواند یا می‏خواهد از آن جلوگیری نماید .

حضرت علی ( علیه‏السلام) در این خصوص می‏فرمایند: «سفیانی در حالی که نیزه‏ای در دست دارد، زنی باردار را دستگیر می‏نماید و به یکی از یارانش می‏گوید: به او تعدی نما و او سپس شکم زن را می‏درد و جنینش را بیرون می‏آورد و هیچکس نمی‏تواند چنین وضعیت هولناکی را تغییر دهد» .  روایات زیادی در این زمینه از معصومین ( علیهم‏السلام) وارد گردیده است که حکایت از وضع تاسف بار و فاجعه‏انگیز امنیتی برای زنان دارد .

ب: هبوط مسائل اخلاقی وانسانی در زنان: جامعه پیش از ظهور، جامعه‏ای مملو از فساد و بی‏بند و باری‏های اخلاقی است، کردارهای حیوانی گروهی انسان نما، آنچنان فراگیر می‏شود که حالت عادی به خود می‏گیرد . روایاتی که این وضع اخلاقی پیش از ظهور را بیان نموده‏اند، بسیار زیاد است . محمدبن مسلم می‏گوید: «به امام باقر عرض کردم: قائم شما چه وقت ظهور خواهد کرد؟ امام فرمود: آنگاه که مردها خود را شبیه زنان نمایند و زن‏ها شبیه مردان شوند، آن گاه که مردان به مردان اکتفا کنند و زنان به زنان .»

و در حدیثی از امام صادق ( علیه‏السلام) است که فرمودند: «در آن زمان، زنان را می‏بینی که از بذل خود به کفار هیچ واهمه‏ای ندارند» . 

آری جهان به آن مرتبه از سقوط اخلاقی می‏رسد که انسانیت‏برایش جز در اعمال حیوانی معنا پیدا نمی‏کند .

ج: افزایش زنان بی‏سرپرست: در آخرالزمان، وضعیت‏به گونه‏ای است که بر اثر جنگ‏های پی در پی، تعداد مردان کاهش چشمگیری می‏یابد و به همین دلیل، زنان زیادی بی‏سرپرست می‏گردند و به دنبال کسی هستند تا سرپرستی ایشان را به عهده گیرد .

رسول خدا (صلی‏الله علیه‏و آله) می‏فرمایند: «قیامت‏برپا نمی‏شود، مگر این که، برای پنجاه زن یک سرپرست‏باشد» . 

و در حدیث دیگری می‏فرمایند: «زمانی فرا رسد که پنجاه زن، با یک مرد روبه رو شده، یکی می‏گوید: ای بنده خدا مرا بخر، و دیگری می‏گوید به من پناه ده‏» . 


وضعیت اجتماعی زنان در عصر کنونی

در دنیای کنونی، زن در اجتماع از موقعیت‏خاصی برخوردار است . امروز زنان توانسته‏اند تا حدی توانائی‏های خود را در عرصه‏های مختلف به اثبات رسانند و به موفقیت‏های بسیاری نائل گردند . اما مطلب مهم این که، با وجود ویژگی‏ها و توانائی‏های بارز در زنان، هنوز نیز درصد قابل توجهی از آنان، از تبعیض، بی‏امنیتی، بی‏عدالتی‏های اجتماعی و ... رنج می‏برند . زنان امروز با نام آزادی و تساوی حقوق زن و مرد در مرداب فساد اخلاقی و جنسی گرفتار شده‏اند . رشد الکلیسم در میان زنان غربی، مبتلا شدن به ایدز و در نتیجه مرگ بر اثر آن، قاچاق زن جهت روسپیگری، هم‏جنس‏گرایی، سقط جنین، فرزندان نامشروع، متلاشی شدن خانواده‏ها و ... ره‏آورد این تفکر غلط بر جامعه غرب و بعضی کشورهای در حال توسعه است .

در بسیاری از کشورهای به اصطلاح متمدن، زنان از طریق خود فروشی امرار معاش می‏نمایند .  در آمریکا سالانه بیش از 900 دختر زیر 15 سال، فرزند نامشروع خود را سقط می‏کنند; هر چند در سال‏های اخیر، این دختران، ترجیح می‏دهند فرزند خود را نگه دارند . 

بنابراین با مقایسه اخباری که در مورد زن آخرالزمان به ما رسیده، و وضعیت کنونی زن از حیث اجتماعی و اخلاقی، بین زن امروز و زن آخر الزمان شباهت‏بسیاری دیده می‏شود . اما این نکته را هم نباید از نظر دور داشت که نمی‏توان فساد اخلاقی را برای تمام زنان تعمیم داد; زیرا در آن زمان، زنان آگاه، عفیف و با ایمانی نیز وجود دارند که از اوضاع بد آن زمان متاثرند . اما وضع عمومی به شکل دیگری است .

منبع : مجله یاس  آبان 1382، شماره 8

+ نوشته شده در  ساعت   توسط مریم فتح اله زاده | 
وضعیت اقتصادی زنان در آخرالزمان

یکی از مهمترین مشکلاتی که بشر در آخرالزمان با آن سخت دست‏به گریبان است، مسائل و مشکلات اقتصادی است . نابسامانی عظیم اقتصادی در سر تا سر جهان بوقوع می‏پیوندد و زنان از این واقعه شوم نه تنها در امان نخواهند ماند، بلکه بیشترین ضربه را خواهند خورد . عمق فاجعه به حدی است که گروهی مجبور می‏شوند، برای گریز از قحطی و گرسنگی، زنان و دختران خویش را برای خوراک اندکی معامله نمایند .

امام صادق ( علیه‏السلام) در بیان نشانه‏های ظهور در این زمینه می‏فرمایند: «بعضی از مردان از راه فساد زنان خود ارتزاق می‏کنند .»  علاوه بر این اعمال قبیح، دنیا شاهد هجوم زنان بسوی کارخانه‏ها، ادارات و صحنه تجارت و بازار خواهد بود و این به دلیل رویکرد مادیگری در جامعه و میل به زرق و برق دنیا می‏باشد .

حضرت علی ( علیه‏السلام) می‏فرمایند: «در آخرالزمان، زنان به خاطر حرص به دنیا، در کسب و کار همسران خود شرکت می‏نمایند .»  بنابراین زن در آخرالزمان، به موجودی تبدیل خواهد شد که برای به دست آوردن لقمه نانی، تن به هر نوع کاری می‏دهد و زنانی که باید دامان پر مهرشان، جایگاه پرورش انسانیت‏باشد و در کنار مردانی پاکدامن مایه آرامش باشند، در دام گسترده شهوات حیوانی و منافع اقتصادی مردان ناپاک و سودجو قرار می‏گیرد و بدین ترتیب واقعه تلخ هبوط نفس انسانی در زنان رقم خواهد خورد .


وضعیت اقتصاد زن در عصر حاضر

امروزه بحث گسترده‏ای که در تعداد زیادی از کشورهای توسعه یافته و در حال توسعه مطرح است، «زنانه شدن فقر» می‏باشد و این بدان معنی است که در دنیا اکثر افراد فقیر را زنان تشکیل می‏دهند و به همین دلیل، امروزه زنان جهان برای برطرف کردن نیازمندی‏های مادی خویش، در زیر پرچم شوم تساوی حقوق زن و مرد، کارهای سنگین مردانه را انجام می‏دهند یا منحرف گردیده، برای رفع احتیاجات مادی، خود را در معرض تعرض مردان ناپاک قرار می‏دهند .

در آمریکا، طبق برخی آمارهای موجود، تقریبا در 53% خانواده‏ها زن و مرد هر دو شاغلند و زنان هم دوش مردان در اقتصاد نقش ایفا می‏کنند .  این در حالی است که اختلاف درآمد هفتگی زنان و مردان در این کشور، به گونه‏ای است که مردان حدود 4/65% و زنان حدود 6/34% از درآمدها را به خود جذب می‏کنند . 

در بسیاری از کشورهای غربی و در حال توسعه نیز وضع بدین منوال است و نشان از تبعیض در محیط کار بین زن و مرد دارد .

اینک با توجه به وضع تاسف‏بار اقتصادی زنان، در عصر کنونی، آیا می‏توان آنان را زن آخرالزمان نامید؟

در جواب باید گفت: مطابق آنچه در روایات نیز آمده، زنان بسیاری در عصر حاضر، در عرصه اقتصادی مشغول به کارند، و در بسیاری از کشورها به خصوص کشورهای به اصطلاح متمدن، زنان از راه فساد و فحشا امرار معاش می‏کنند، اما این مساله هنوز فراگیر نشده است; لیکن این نکته را هم نباید از نظر دور داشت که در هر زمان، احتمال ظهور حضرتش می‏رود، هر چند برخی از علائم به صورت عمومی صورت نپذیرد . لذا شاید بتوان زنان عصر حاضر را زنان عصر ظهور نامید .

+ نوشته شده در  ساعت   توسط مریم فتح اله زاده | 
در دنیایی که هر روز بسوی ترقی گام بر داشته و زندگی ماشینی روح و جان انسان‏ها را تسخیر کرده است، مسائل سیاسی، اجتماعی، اقتصادی نیز رنگ و بوی تازه‏ای به خود می‏گیرد و جهان به سوی آخرالزمان پیش می‏رود . زنان که نیمی از جامعه بشری را شامل می‏شوند، هر روز شاهد تحولی نو، در روابط خود در عرصه‏های گوناگون هستند و نقش آنان در سیاست، اقتصاد و اجتماع بر کسی پوشیده نیست; لذا در این قسمت، نقش زن را در هر یک از این امور در آخرالزمان و در نتیجه، در عصر حاضر، بررسی می‏نماییم .


نقش زنان در حکومت‏های قبل از ظهور

یکی از مسائلی که در حکومت‏های آخر الزمان مطرح است، سلطه و نفوذ زنان در امور سیاسی می‏باشد که این تسلط را به دو گونه می‏توان تقسیم نمود:

1 - زنان بطور مستقیم بر مردم فرمانروایی کرده و رهبری یا ریاست کشور را به دست می‏گیرند .

2 - زنان با استفاده از نیروی خارق العاده خویش، فرمانروایان و سران کشور را به زیر سلطه خود می‏برند تا آنان طبق نظر و عقیده آن‏ها عمل نمایند .

اخباری که از معصومین ( علیهم‏السلام) وارد گردیده، بر رشد و تسلط زنان بر امور سیاسی و ... در آخر الزمان اشاره دارد . حضرت علی ( علیه‏السلام) در این زمینه می‏فرمایند: «زمانی خواهد آمد که افراد فاسد و زناکار به ناز و نعمت رسند و انسان‏های با انصاف ضعیف می‏شوند . پرسیدند که این دوره چه وقت‏خواهد بود؟ فرمود: آن گاه که زنان و کنیزان بر امور مردم مسلط شوند و خردسالان به فرمانروایی رسند .»

همچنین امام صادق ( علیه‏السلام) طی حدیثی طولانی که به بیان نشانه‏های ظهور پرداخته‏اند، در این مورد می‏فرمایند: «... (در آن زمان) زنان بر ملک تسلط می‏یابند و بر هر امری استیلا پیدا می‏کنند، و زنان را می‏بینی که بسان مردان، مجالس (کنفرانس) راه می‏اندازند .»

آری جهان در آخرالزمان، با رشد بی‏رویه نهضت‏های زنانه که برای اعتراض به پامال شدن حقوقشان صورت می‏گیرد، روبه رو خواهد شد و در انتها، تاریخ جهان شاهد تجربه‏ای جدید در عالم حکمرانی و سیاست‏خواهد بود . اما مطلب مهمی که نباید از نظر دور داشت، این است که طبق دسته‏ای از روایات، در آخرالزمان، تعداد مردان کاهش چشمگیری می‏یابد و شاید به همین دلیل باشد که زنان در اکثر امور بر مسند قدرت خواهند نشست .

رسول خدا (صلی‏الله علیه‏و آله) در این زمینه می‏فرمایند: «از نشانه‏های آخرالزمان این است که برای هر پنجاه زن، یک رپرست‏خواهد بود و این در حالی است که زنان زیاد و مردان کم گردند .»

و شاید این وضع در اثر افزایش تلفات جانی مردان در اثر برپایی جنگ‏های پی در پی و طولانی باشد . بهر حال، آنچه مسلم است در آخرالزمان، زنان حکومت را به دست‏خواهند گرفت و پس از قرون متمادی، جامعه بشری از مرد سالاری به سوی زن سالاری سوق داده خواهد شد .


مشارکت زنان در سیاست در عصر کنونی

پس از جنگ دوم جهانی، زنان توانسته‏اند به تدریج وارد نهادهای سیاسی شوند، که این نهادها، اعم از دولتی و غیر دولتی می‏باشد . امروزه در بسیاری از کشورها، ندای حمایت از زنان و تساوی حقوق سیاسی، فرهنگی، اجتماعی آنان با مردان بلند است، اما این که واقعا در عمل این مساله به چه میزان انجام می‏گیرد، مطلب دیگری است . اما طی کنوانسیون‏ها، اعلامیه‏ها و قطعنامه‏هایی که از سوی سازمان ملل یا سازمان‏های غیردولتی انتشار یافته است، زنان حق دارند در پست‏های مهم دولتی و غیر دولتی مشغول بکار شوند و در عرصه سیاست‏حضور فعال داشته باشند .

البته از نیمه دوم قرن بیستم به این سو، زنان بسیاری در صحنه سیاست ظاهر گردیدند و به اشغال کرسی‏های مهم دولتی پرداختند که مهمترین این پست‏ها ریاست جمهوری و نخست وزیری بوده است .

مطالعه آمارها نشان می‏دهد که در یکی دو دهه اخیر، زنان در کشورهایی چون انگلیس، فرانسه، آمریکا، اسرائیل، ایسلند، فیلیپین، ایرلند، ترکیه، پاکستان و ... نقش‏های مهم سیاسی داشته‏اند .

و امروز، زنان در کشورهایی چون نروژ، دانمارک و فنلاند حتی در برخی موارد، بیش از 40 درصد مناصب را در اختیار دارند . 

هر چند در عصر حاضر، شاهد حضور گسترده زنان در صحنه‏های مختلف سیاسی و غیر سیاسی هستیم، لیکن زنان، خود، خواهان حضور فعالتر در پست‏های کلیدی و مهم دولتی می‏باشند و به در حاشیه قرار گرفتن خود در قدرت معترضند .

با توجه به بررسی آمارهای مشارکت‏سیاسی زنان، در آمریکا، زنان بطور معمول حدود 52 درصد رای دهندگان را شامل می‏شوند با این وجود، درصد کمی از کرسی‏های کنگره و سنا را در اختیار دارند و در کابینه نیز حضور چندان قابل توجهی ندارند . 

در بیشتر کشورهای در حال توسعه نیز زنان نقش کمتری در سیاست دارند، اما آنچه مسلم است، زنان در اکثر کشورها کم و بیش در امر سیاست دخالت دارند و در این حال، این سؤال مطرح است که آیا زنان عصر کنونی، همان زنان عصر قریب به ظهورند که در روایات از آنان یاد شده است، یا خیر؟

جواب این سؤال قدری مشکل است و این نشات گرفته از پیچیدگی‏های روابط سیاسی و حکومتی می‏باشد . بنابراین با توجه به میزان شرکت زنان عصر حاضر در عرصه سیاست و حکومت، بطور قطع نمی‏توان گفت که زنان عصر کنونی، همان زنان آخر الزمانند، چرا که احتمال می‏رود در آینده، زنان دخالت و تسلط بیشتری در حکومت‏ها داشته باشند، اما به یقین نیز نمی‏توان آنان را زنان آخرالزمان نام ننهاد; زیرا زنان در بعضی کشورهای آمریکایی، اروپایی، آسیایی، سمت‏های بالای سیاسی را دارا هستند و در حکومت نقش چشمگیری دارند .

+ نوشته شده در  ساعت   توسط مریم فتح اله زاده | 
ابتدا در معرفی زن منتظر باید گفت که زن منتظر همان زن مسلمان و با ایمانی است که حقیقت اسلام را به خوبی دریافته است و با جان و دل دستورات آن را فرا گرفته و به آن‏ها عمل نموده است . زن منتظر، بانویی است که ویژگی‏های یک زن مسلمان متدین و عفیف را داراست و در عین حال، با تمام وجود، با معرفت و اعتقاد کامل، انتظار فرج را دارد . زن منتظر برای تحقق امر ظهور باید تحولی اساسی در فرهنگ بوجود آورد و با رشد ایمان و معنویت در خود، تبلیغات مسموم طاغوتیان را خنثی نماید، تا افتخار و لیاقت پرچمداری و یاریگری امام عصر ( علیه‏السلام) را پیدا کند; چرا که تحول و انقلاب عظیم مهدوی جز با همکاری زنان صورت نخواهد پذیرفت .

زن مسلمان، در مقام انتظار، باید با ارائه الگوی برتر از یک زن کامل، ارشادگر سایر زنان گردد، تا دنیا شاهد قدرت عظیم فرهنگی و دینی زنان باشد و همگان بدانند همچنان که زنانی در سقوط پرچمدار هبوط نفس انسانی‏اند، در معنویت نیز بانوانی مؤمن و با استقامت پاسداری از دین را به عهده داشته و با پرورش فرزندانی که یاور انقلاب مهدوی‏اند، زمینه را برای تحولی بزرگ و جهانی فراهم می‏آورند .

لذا زن منتظر با خودسازی و تهذیب نفس، به تربیت فرزندان خود همت می‏گمارد و با تفهیم فرهنگ انتظار به آنان، آگاهی‏های لازم در خصوص انتظار و ظهور حضرت حجت ( علیه‏السلام) را به ایشان می‏آموزد تا یاورانی پاک و شجاع برای یاری بقیة‏الله الاعظم ( علیه‏السلام) بپروراند .

همچنین زن با ایمان و منتظر با پیشه ساختن عفت و حجاب، ضمن تامین سلامت جامعه سعی می‏کند به چنان درجه‏ای از تعالی و تکامل نایل آید که افتخار منتظر حقیقی بودن را داشته باشد و با اثبات این مطلب که با اتصال به راه ولایت و با پیروی از فاطمه زهرا که خود تجسم عینی عفت و حجاب بود، به خود باوری و تعهد رسیده، و با انتخاب ظاهری پاک و معنوی علاوه بر باطنی مطهر و روحانی، بسان سربازی وفادار و متعهد، آمادگی خویش را در جهت‏شرکت در انقلاب عظیم مهدوی اعلام می‏نماید . علاوه بر آن، زن منتظر در صحنه عمل، به اوامر الهی، به دیگر سازی نیز می‏پردازد .

لذا در عصر کنونی، که هر روز شاهد تبلیغ فرهنگ نادرست غرب در جوامع اسلامی هستیم و شاهد زنانی بدحجاب با قیافه‏ای بزک کرده که آگاهانه یا از روی نادانی، به ترویج و اشاعه فرهنگ مبتذل و منحط بیگانه می‏پردازند و در ملاعام ظاهر گشته و جوانان را به سوی پرتگاه‏های سقوط و تباهی می‏کشند، بر زنان مؤمن منتظر است که با پرداختن به امر به معروف و نهی از منکر از فساد جامعه جلوگیری نمایند .

زنان فرزانه و اندیشمند جامعه اسلامی باید با ترویج و تبلیغ هر چه بیشتر دین، خودباوری و معنویت را در بین سایر زنان تقویت نمایند و به آنان تفهیم کنند، که مادامی که قلب و روح را از انواع گناهان پاک نسازند و ظاهر خویش را نیز مطابق به فرامین الهی درست ننمایند، لیاقت‏یاری‏گری و عنایت‏حضرت ولی عصر (عج) از ایشان سلب خواهد شد و هر روز بلکه هر لحظه بر فاصله آنان با جان عالم خلقت، مهدی موعود (عج)، افزوده خواهد شد . لذا دست‏یافتن به فیض عظیم یاوری و دیدار روی دوست، تهذیب نفس و خود سازی و دیگر سازی می‏طلبد .

+ نوشته شده در  ساعت   توسط مریم فتح اله زاده | 
دیگر گروه از یاوران حضرت حجت ( علیه‏السلام) از زنانی هستند که خداوند به برکت ظهور امام زمان ( علیه‏السلام) آن‏ها را زنده خواهد کرد و بار دیگر به دنیا رجعت‏خواهند نمود .

رجعت در لغت‏به معنای باز گشت  و در اصطلاح عبارت است از بازگشت عده‏ای از مؤمنان خالص و حقیقی و بعضی از منافقان و کافران حقیقی به این دنیا بعد از مرگشان و قبل از قیام قیامت .

رجعت جزو اعتقادات و ضروریات مذهب شیعه می‏باشد و آیات قرآنی و روایات معصومین ( علیه‏السلام) این حقیقت را به صورت روشن و شفاف بیان کرده‏اند .

دانشمند عالیقدر، سید مرتضی علم‏الهدی در مورد رجعت می‏فرماید: «عقیده شیعه امامیه آنست که خداوند، هنگام ظهور امام زمان (عج) قومی از شیعیان را که پیش از قیام آن حضرت از دنیا رفته‏اند باز می‏گرداند تا او را کمک و یاری رسانند و دولت کریمه او را مشاهده نمایند . همچنین گروهی از دشمنان حضرتش را زنده می‏کند تا از ایشان انتقام بگیرد و آنان ظهور حق را بنگرند و ذلیل و خوار گردند» . 

آری، روزی فرا خواهد رسید که جمعی از مؤمنان به اذن الهی سر از خاک بر خواهند تافت تا در رکاب مولایشان قرار گرفته در راه استقرار حکومت مهدوی با مشرکان و منافقان به ستیز بپردازند .

در این میان، افتخار رجعت‏به هنگام ظهور امام زمان ( علیه‏السلام) نصیب عده‏ای از زنان مؤمنه و فداکار نیز خواهد شد . این زنان دو دسته‏اند: برخی با نام و نشان، از زنده شدنشان در روایات خبر داده شد و برخی دیگر فقط از آمدنشان سخن به میان آمده است .

الف: در منابع معتبر اسلامی، نام تعدادی زن وجود دارد که به هنگام ظهور قائم آل محمد (صلی‏الله علیه‏و آله) زنده خواهند شد و یاریگر حضرت خواهند بود . در روایتی که مفضل بن عمر از امام صادق نقل کرده نام تعدادی زن آورده شده که جزو همان 313 نفرند و آنان عبارتند از: «قنواء دختر رشید، ام ایمن، حبابه والبیه، سمیه مادر عمار یاسر، زبیده، ام‏خالد احمسیه، ام‏سعید حنفیه، صیانه ماشطه، ام‏خالد جهنیه‏» .

در کتاب «منتخب البصائر» از دو زن به نام‏های «وتیره‏» و «احبشیه‏» نام برده شده است .  و در کتاب خصایص فاطمیه از زنی به نام «نسیبه‏»  دختر کعب مازینه یاد شده است که به هنگام ظهور امام مهدی (عج) به دنیا رجعت‏خواهند نمود تا به مولای خود یاری برسانند .

در این قسمت‏به معرفی اجمالی برخی از این بانوان می‏پردازیم: «صیانه ماشطه‏» در زمان حضرت موسی ( علیه‏السلام) می‏زیسته است . او همسر حزقیل پسر عموی فرعون و آرایشگر دختر فرعون بوده است که ایمان خود به حضرت موسی ( علیه‏السلام) را پنهان می‏کردند . وقتی فرعون از ایمان او آگاه شد او و فرزندانش را در تنور سوزاند . خداوند در اثر صبر و فداکاری آن زن، او را در دولت مهدی زنده می‏گرداند تا هم به آن حضرت خدمت نماید و هم انتقام خویش را بازستاند . 

«زبیده‏» ، همسر هارون‏الرشید و از شیعیان بود . هنگامی که هارون از عقیده او آگاه گشت‏سوگند یاد کرد او را طلاق دهد، و او صد کنیز داشت که همگی حافظ قرآن بودند . او خدمات بسیار زیادی برای شیعه انجام داد . 

«سمیه مادر عمار یاسر» ، هفتمین نفری بود که به اسلام گروید، و شکنجه‏های فراوانی را تحمل کرد .  پیامبر (صلی‏الله علیه‏و آله) درباره خاندان یاسر فرمود: ای خاندان یاسر صبر کنید که وعدگاه شما بهشت است . او اولین زن شهید در اسلام است .

«ام ایمن‏» ، از زنان پرهیزگار و خدمتگزار پیامبر (صلی‏الله علیه‏و آله) بود . او در کنار زنان مجاهد در جبهه جنگ به مداوای مجروحان می‏پرداخت  و در ماجرای فدک، حضرت زهرا ( علیه‏السلام) او را به عنوان شاهد معرفی کرد . 

«حبابه والبیه‏» ، از زنان والامقامی است که دوره زندگی هشت امام معصوم را درک نموده است . در دو نوبت‏به وسیله امام زین العابدین و امام رضا ( علیه‏السلام) جوانی به او بازگشت، و اوست که هشت امام معصوم ( علیه‏السلام) بر سنگی که به همراه داشت، با خاتم خود، نقش بستند . 

بانوان دیگر نیز همه جزو مجاهدان راه خدا بودند . ایشان دل‏سوختگانی بودند که با رشادت‏های فراوان، ثابت کردند که می‏توانند گوشه‏ای از بار سنگین حکومت جهانی مهدی (عج) را بر دوش گیرند . آنان، به آن درجه از اخلاص و ایمان رسیده‏اند که افتخار رجعت و یاریگری امام عصر (عج) را پیدا کرده‏اند و این افتخاری است‏بس بزرگ .

ب: دسته دوم از زنان رجعت کننده، بانوانی هستند که فقط از زنده شدنشان سخن به میان آمده است و آنان زنان منتظری می‏باشند که آرزوی درک دولت‏حقه امام مهدی (عج) را در دل داشته‏اند و با این آرزو از دنیا رحلت نموده‏اند . 

به هنگام ظهور بقیة‏الله (عج) فرشتگان به ایشان ندا می‏دهند که امام تو ظهور کرده است اگر مایلی می‏توانی رجعت کرده به دنیا باز گردی، سپس به اراده پروردگار زنده خواهند شد .

بدین ترتیب، بانوان منتظر و با ایمان که با اعتقاد کامل، آرزوی فرج امام زمان را داشته‏اند، به دنیا باز می‏گردند تا شاهد تحقق وعده‏های الهی باشند، حکومت عدل الهی را درک کنند و به یاری امامشان برخیزند .

«بار خدایا! ما را در زمره ایشان قرار ده‏»

+ نوشته شده در  ساعت   توسط مریم فتح اله زاده | 
در اینجا شبهه‏ای که ممکن است ایجاد شود این می‏باشد که در بین روایاتی که درباره یاران حضرت ولی عصر، وارد شده و آنان را با نام معرفی کرده‏اند، از زنان، اسمی برده نشده است و تنها حدیثی که درباره آن‏ها آمده روایت امام محمد باقر است که فرمودند: «سیصد و اندی مردمی می‏آیند که پنجاه تن از ایشان زنانند» . 

بنابراین این روایات با حدیث‏بالا منافات دارند . مگر این که، این را نیز قبول نماییم که زنانی که جزو یاران حضرت هستند به غیر از اصحاب خاص ایشانند که در بیعت اول با آن حضرت همراهند .

نویسنده شهیر، کامل سلیمان، نیز همین نظر را قبول می‏کند و می‏فرماید: «در احادیث مربوط به یاران حضرت ولی عصر، صحبت از زن، به جز حدیث امام محمد باقر، نشده است، چون در جنگ‏های اسلامی از طبقه بانوان جز برای خدماتی در سطح پانسمان استفاده نمی‏شود، چنانکه در مورد جنگ‏های حضرت ولی عصر نیز روایتی از امام صادق آمده است: «سیزده زن همراه قائم خواهند بود که مجروحین را مداوا کنند و از بیماران پرستاری نمایند» ،  این حدیث‏خیلی نزدیک به ذهن است که در غالب اوقات برای معالجه مجروحین از زن‏ها استفاده می‏شود . ولی آنچه مسلم است در بیعت اولی هیچ زنی شرکت نمی‏کند و از ظهور آن حضرت آگاه نمی‏شوند، مگر بعد از آن که یاران حضرت بقیة‏الله در مکه گرد آمده و با او بیعت کنند و ظهور آن حضرت را اعلام نمایند» . 

جواب: در ابتدا باید خاطرنشان ساخت که، روایتی که از امام محمد باقر ( علیه‏السلام) نقل گردیده، روایت معتبری است و هیچ عالم و دانشمند و محدثی آن را رد ننموده و در سند آن اشکال نکرده است‏بلکه در اکثر کتب حدیثی وقتی درباره امام زمان ( علیه‏السلام) و یارانش بحث گردیده، این روایت نیز آمده است . دوم این‏که این روایت، تنها روایتی نیست که در این مورد وجود دارد بلکه احادیث دیگری که مفضل بن عمر از امام صادق ( علیه‏السلام) نقل کرده و یا حدیثی که ام‏سلمه از رسول خدا (صلی‏الله علیه‏و آله) روایت نموده و سایر احادیث که در ابتدای بحث‏بیان گردیده; همه نشان دهنده این مطلب است که مساله وجود زنانی پاک و کمال یافته در صف یاران ولی عصر (عج) از امور مسلم و قطعی است . مطلب دیگر آن‏که اگر در روایاتی، اسامی مردان یاور امام ( علیه‏السلام) ذکر گردیده در یک روایت از امام صادق ( علیه‏السلام) نیز نام تعدادی زن برده شده است که جزء یاران امام مهدی ( علیه‏السلام) می‏باشند .

از مفضل بن عمر نقل گردیده که امام صادق ( علیه‏السلام) فرمودند: «همراه حضرت قائم سیزده زن هستند . گفتم آن‏ها را برای چه کاری می‏خواهد؟ فرمود: به مداوای مجروحان پرداخته و از بیماران پرستاری می‏نمایند . گفتم: آنان کیانند؟ فرمود: قنوا دختر رشید، ام‏ایمن، حبابه والبیه، سمیه مادر عمار یاسر، زبیده، ام‏خالداحمسیه، ام سعیدحنفیه، صیانه ماشطه، ام‏خالدجهنیه‏» . 

نکته دیگر این‏که، با وجود تمام احترامی که به دانشمند توانا جناب آقای کامل سلیمان داریم، در جواب نظر ایشان باید گفت: اولا طبق مدارکی که در دست هست، در جنگ‏های اسلامی، بانوان، علاوه بر پانسمان مجروحین، کارهای مهم دیگری نیز انجام می‏داده‏اند که از آن جمله، شرکت در جنگ های دفاعی، تشویق رزمندگان اسلام برای نبرد، تهیه دارو، تعمیر تجهیزات و ... بوده است . 

به علاوه، این امور در جای خود از اهمیت‏بسیار فراوانی برخوردار بوده است و اگر نبودند زنانی با شهامت و با اخلاص، قطعا اسلام به رشد و شکوفایی نمی‏رسد .

درست است که زن بنابر خلقت لطیف و روحیه حساسی که دارد نمی‏تواند و معاف است که در جنگ شرکت نماید، اما اولا در شرایط استثنایی زنان زیادی در عرصه نبرد حق علیه باطل جنگیده‏اند . ثانیا قیام حضرت صاحب الامر ( علیه‏السلام) تنها به جنگ و نبرد با اسلحه علیه دشمن نخواهد بود بلکه قیام حضرت با توجه به جهانی بودن، عرصه‏های مختلفی را شامل می‏شود که زنان می‏توانند در هر کدام از این عرصه‏ها حضور فعال داشته باشند .

مطلب دیگر این‏که به طور قطعی نمی‏توان گفت که زنان در بیعت اولی شرکت ندارند زیرا طبق روایات، یاران امام 313 نفرند که در مکه کنار خانه خدا گرد هم آیند و در بعضی روایات مانند روایت امام محمد باقر ( علیه‏السلام) و ... از حضور زنان در ردیف اولین یاران امام زمان و کادر اولیه قیام یاد گردیده است .  لذا حضور زنان در کادر اول انقلاب مهدی امر بعید و یا غیر ممکن نیست، بلکه باتوجه به روایات ممکن و حتی مسلم است .

+ نوشته شده در  ساعت   توسط مریم فتح اله زاده | 
اولین گروه از زنانی که به محضر امام زمان (عج) می‏شتابند آنهایند که در آن ایام زندگی می‏کنند . آنان همانند دیگر یاران امام، به هنگام ظهور در حرم امن الهی به خدمت‏حضرت می‏رسند و آمادگی خویش را برای یاری امامشان اعلام می‏دارند .

ام‏سلمه، همسر گرامی پیامبر اسلام (صلی‏الله علیه‏و آله)، از رسول مکرم روایت کرده است که فرمود:

«پناه برنده (مهدی (عج)) به حرم پناهنده می‏شود، پس مردم به سوی او جمع می‏گردند مانند پرندگانی که دور آب گردآیند در حالی که قبلا متفرق بوده‏اند آنان 314 نفر هستند که در بین آنان زنانی وجود دارند، پس ایشان بر هر ظلم و ظالم زاده‏ای پیروز خواهند شد» . 

در روایت دیگری از امام محمد باقر است که فرمودند: «به خدا سوگند سیصد و اندی نفر می‏آیند که پنجاه تن ایشان زنانند که بدون هیچ قرار قبلی در مکه گرد آیند و این است معنای آیه شریفه «اینما تکونوا یات بکم الله جمیعا ...» . 

آری، آن‏گاه که منادی، مژده ظهور مولا را به گوش جهانیان برساند، یاران حقیقی امام عصر (عج) از گوشه و کنار جهان، به خواست پروردگار، در کنار کعبه گرد هم آیند و به هر فرمان رهبر قیام، شکوه دوباره اسلام را رقم زنند . ایشان نخبگانی هستند که در امتحانات الهی سربلند بوده و لیاقت‏خویش را برای یاری امام زمان (عج) به اثبات رسانیده‏اند . در این میان، زنان با ایمان و اخلاص نیز همدوش سایر یاران امام با تاسی از مقتدای خویش، در تحول عظیم مهدوی شرکت‏خواهند جست و این را ابت‏خواهند نمود که در رسیدن به قرب الهی، زن و مرد هر دو یکسانند .

نکته مهم و قابل توجه این‏که علاوه بر زنانی که یاریگر امام عصر (عج) هستند زنان مومنه‏ای نیز در آن زمان یافت می‏شوند که هر چند خود توانایی حضور در قیام امام زمان را ندارند اما مشوق پدران، برادران، همسران، و فرزندان خویش برای شرکت در قیام خواهند بود . و این خود نقشی است‏بس بزرگ در یاری رساندن به امام عصر (عج) و جهادی دیگر برای غلبه حق بر باطل .

امام باقر ( علیه‏السلام) در این زمینه می فرمایند: «هنگامی که جبرئیل به اسم قائم و نام پدرش ندا می‏دهد، زنان محجبه این ندا را در می‏یابند و پدران و برادران خود را برای حضور در قیام تشویق می‏نمایند» .

+ نوشته شده در  ساعت   توسط مریم فتح اله زاده | 
حکومت عدل الهی با هدایت منجی بشریت، با یاری سیصد و اندی اصحاب خاص (به عنوان کارگزاران تشکیل حکومت) در جهان برقرار می‏گردد . این سازمان حکومتی از عناصر مختلفی تشکیل گردیده است که در این مشارکت، زنان نیز به سان مردان سهیم‏اند . امام باقر ( علیه‏السلام) می‏فرمایند: «به خدا سوگند سیصد و اندی نفر خواهند آمد و پنجاه زن در میان آنان است‏» . مفضل بن عمر می‏گوید: امام صادق ( علیه‏السلام) فرمودند: «همراه حضرت قائم، سیزده زن هست . عرض کردم، آنان چه نقشی خواهند داشت؟ فرمودند: زخمی‏ها را مداوا می‏کنند و از بیماران پرستاری می‏نمایند . آنچنان که همراه رسول خدا (صلی‏الله علیه‏و آله) بودند» . 

روایات دیگر هم وجود دارند که تعداد زنان را چهارصد زن،  و برخی، تعداد آنان را 7800  نفر معرفی می‏کند . دسته دیگری از روایات نیز وجود دارد که تنها به همراه بودن زنان با حضرتش اکتفا کرده و تعدادشان را ذکر نکرده است .

اما چیزی که مسلم است‏حضور زنان در این تحول عظیم می‏باشد و بدین ترتیب بانوان مسلمان با پیروی از مادر ائمه، حضرت زهرا ( علیهاالسلام) در کنار لشگریان فرزندش، مهدی موعود، قرار خواهند گرفت و این لطفی است که خداوند به وجود مقدس فاطمه زهرا ( علیهاالسلام) در زمان ظهور، به زن عنایت کرده است .

اما در یک تقسیم‏بندی کلی، این یاوران امام ( علیه‏السلام) را می‏توان به دو گروه تقسیم کرد:

1 - زنانی که در همان دوران قیام حضرت مهدی (عج) زندگی می‏کنند و به هنگام ظهور آن حضرت در شمار یاران ایشان قرار خواهند گرفت;

2 - بانوانی که قبل از ظهور مولایشان از دنیا رفته‏اند و این لیاقت را دارند که در رکاب بقیة الله الاعظم باشند و به هنگام قیام حضرت، به دنیا رجعت‏خواهند نمود .

این زنان; یا با لیاقت‏ها و شایستگی‏هایی که در زمان‏های قبل در دفاع از حریم دین به اثبات رسانده‏اند، جزو یاران حضرت قرار می‏گیرند، یا این‏که انتظار فرج امام را داشته و با این آرزو از دنیا رحلت کرده‏اند، که به گاه ظهور به دنیا باز خواهند گشت و به یاری امام خویش خواهند شتافت .

+ نوشته شده در  ساعت   توسط مریم فتح اله زاده | 
سطح فکر و اندیشه جامعه در هنگام ظهور چگونه است؟

جواب : در عصر ظهور بشریت به نقطه‏ای می‏رسد که علم در آن جامعه کمال پیدا می‏کند و اقتدار بشر رشد می‏یابد و حتی اقتدار در معیشت و بهره‏وری و تمتّع بشر رشد پیدا می‏کند. انسانی که تحت ولایت ولی خداست، دیگر ذائقه او ذائقه مادی نیست تا دنبال توسعه ابتهاج در دنیا باشد؛ بلکه او به دنبال قرب و کام‏جویی معنوی در جهان است و حتی معیشت او نیز بستر معنویت و ابتهاج معنوی می‏شود.

بنابراین ما اگر در آن عصر مناسبات پیچیده‏ای داشته باشیم که حاکم بر معیشت بشر باشد، همه آهنگ ابتهاجات معنوی دارد. آن چه مسلم است، این است که در آن عصر، حرکت به سمت توسعه ابتهاجات مادی نیست؛ البته نه این که رفاه مادی شکل نمی‏گیرد؛ بلکه مفهوم رفاه و تلقی بشر از رفاه تغییر می‏یابد و رفاه را به معنی راحتی و تن‏پروری نمی‏دانند. مسیری که انسان را در عبودیت خدای متعال همراهی می‏کند و بندگی در آن آسان می‏شود. این، نوعی دیگر از رفاه است که موءمن به راحتی می‏تواند به ذائقه معنوی خودش برسد و قرب را تلقی کند. بنابراین، با تحقق چنین چیزی؛ تمدن، ماهیت جدیدی پیدا می‏کند که این ماهیت تمدن کنونی و این پیچیدگی‏ها در آن نیست؛ اما آیا واقعاً تمدن عصر ظهور، تمدنی بسیط وساده است یا تمدنی پیچیده؟ به گمان من اطلاعات بشر در آن دوره، اعم از اطلاعات عقلی، حسی و روحی است؛ یعنی بشر به اسماء باطنی و کلمات باطنی را ه پیدا می‏کند و آن چه که به عنوان اسماء باطنی به حساب می‏آیند و در اختیار اولیای خداست، به خاطر ارتقای معنویت، در جامعه مهدوی در اختیار عموم شیعیان قرار می‏گیرد.

همان گونه که ما الان به یک نظام اطلاعات حسی و تجربی دست یافته‏ایم، در آن زمان نیز نظامی از اطلاعات باطنی پیدا می‏شود که همه انسان‏ها واجد همه آن اطلاعات نیستند؛ ولی جامعه بشری واجد همه آن اطلاعات است و به تبع آن کارآیی فوق‏العاده‏ای هم پیدا می‏کند؛ همان گونه که در بهشت که مرتبه کامل تحقق ولایت ولی خداست، موءمنان اقتدار خاصی پیدا می‏کنند؛ «لهم فیها ما یشاوءون» و در واقع مشیت آنها برای دست‏یابی به مطلوبیت‏هایشان کافی است. بنابراین، چنین اراده مهیمن و مسلطی تحت ولایت ولی خدا پیدا می‏کنند؛ البته این در شرایطی است که «مشیّت» هم شکل گرفته است و دیگر تحت هوی عمل نمی‏کنند. دست یابی به آن لایه‏های اقتدار برای کسانی ممکن است که اراده آنها آهنگ عبودیت و بندگی دارد والّا آن حقایق باطنی در اختیار همه قرار نمی‏گیرد. بنابراین، بی‏تردید انسان‏ها تحت ولایت ولی خدا به نقطه‏های جدید از اقتدار، تسلط و اشراف می‏رسند اقتداری که در دوره‏های قبل از آن بشر اصلاً آن را تجربه نکرده است. آن چه در اختیار بشر قرار گرفته است، لایه‏های ظاهری اقتدار است و این اقتدار هم همراه با تقوا و معنویت است و اصلاً بدون دست‏یابی به تقوا، راهی به سوی اقتدار نیست؛ اما در عین این که اقتدار فوق‏العاده‏ای اتفاق می‏افتد و لایه‏هایی از علوم باطنی، عمومی و فراگیر می‏شود و در اختیار بشریت قرار می‏گیرد، در عین حال مسلم است که این اقتدار در مسیر توسعه کنونی - یعنی توسعه و پیچیدگی‏هایی که در مسیر توسعه ارضای مادی است - حرکت نمی‏کند؛ بلکه آهنگ آن آهنگ عبودیت و قرب است؛ همان گونه که در بهشت، آن لذت، امنیت و رفاهی که هست، قابل مقایسه با دنیا نیست؛ «ولا یمسهم فیها نسب و لا لهوف». بشر هیچ رنجی در بهشت ندارد؛ چون محیط ولایت است و در آن محیط، انسان به جایی می‏رسد که خودش هم ولایت جزئی پیدا می‏کند.

با این حال که همه اینها مقصود است، اما در آن جامعه مطلوب، شکل بهره‏وری از این قدرت، و ماهیت این قدرت به گونه‏ای است که بشر را به سمت قرب دعوت می‏کند. این دورنمایی است که اجمالاً قابل تصور است؛ اما این که ما واقعاً بتوانیم تصور روشنی از آن تمدن ترسیم کنیم، کار دشواری است. آرمان‏ها روشن است؛ عدالت، رفاه و امنیت وجود دارد. معنویت رشد پیدا می‏کند؛ بشر اقتدار معنوی پیدا می‏کند؛ علوم باطنی ظهور پیدا می‏کنند و در عین حال، این به معنی حذف علوم عقلی و حسی نیست و علوم باطنی مقدم بر علوم عقلی و حسی می‏شوند و معرفت‏هایی که در دسترس بشر نبوده است تا راه را برای توسعه عبودیت فراهم کند، بسترش پیدا می‏شود؛ اما اگر ما بخواهیم نمای روشنی بدهیم که واقعاً ساختار آن تمدن چیست شاید هنوز زود باشد و یا لااقل محتاج به یک تحقیقات جدی و پردامنه‏ای است.

منبع : مجله پرسمان آبان 1383، شماره 26

+ نوشته شده در  ساعت   توسط مریم فتح اله زاده | 
شاخه اصلی و دیگر ویژگی‏های جامعه مهدوی کدام است تا از این طریق بتوانیم وضعیت کنونی خودمان را معین کنیم ومشخص کنیم که واقعاً نظام اسلامی با چه مشکلاتی - در سطح داخلی و بین‏المللی - مواجه است؟

جواب : به نظر می‏رسد که هنوز هم ما با این مسئله‏ای که شما می‏فرمایید، فاصله داریم. یک بحث این است که آیا حکومت حضرت، یک حکومت بسیط است و یا یک حکومت پیچیده؟ من در این زمینه به نقطه روشنی نرسیده‏ام. در این زمینه نظرات مختلفی وجود دارد؛ بعضی معتقدند که جامعه آرمانی حضرت، جامعه‏ای است که بشر به قبل از صنعت بازگشت می‏کند و زندگی بشر به زندگی ساده و بسیط ماقبل بر می‏گردد؛ یعنی معتقدند آن چه تا قبل از صنعت اتفاق افتاده است، جهت‏گیری کلی آن از طرف انبیا بوده است و با بافت فطرت انسان و جهان هماهنگ بوده است و تصرفاتی که بشر در این مسیر برای جریان ارضا و نیاز پس از رنسانس کرده است - به خصوص در دوره انقلاب صنعتی - جریانی است که با فطرت انسان و جهان هماهنگ نیست. لذا پیشنهاد می‏دهند که ما به یک جامعه بسیط بازگردیم؛ زیرا جامعه مهدوی، جامعه‏ای است که شکل زندگی بشر در آن بسیار ساده است.

دورنمای دیگری که وجود دارد، این است که ما به جامعه‏ای می‏رسیم که عقلانیت بشر در ساماندهی معاش، یک عقلانیت معنوی می‏شود؛ مانند این که در یک مقایسه‏ای می‏گویید: مردم‏سالاری دینی؛ یعنی می‏خواهید بگویید که ما دو نوع عقلانیت داریم؛ یک عقلانیت غیردینی و یک عقلانیت متعبد و معنوی و عقلانیت معنوی، مبنای تولید ساز و کارهای مدیریت جامعه ـ که ممکن است پیچیده باشد ـ قرار می‏گیرد. همه این ساز و کارها، ساز و کارهای نورانی هستند که جریان نور و هدایت در آنها جاری است و نتیجه این ساز و کارها هم یک تمدن با سرعت، دقت و انضباط است که روح این تمدن، عبودیت و بندگی خدای متعال است. بنابراین، ما اگر چنین چیزی را بپذیریم، یکی از فاصله‏های جدی ما با آن تمدن، عقلانیت دینی است. عقلانیتی که ما در ایجاد ارتباط بین آموزه‏های دین، وحی و معاش خودمان داریم، یک عقلانیت بسیط است؛ اما عقلانیتی که بتواند مبنای ساماندهی همه شئون بشر به شکل هماهنگ، بر محور عبودیت خدای متعال باشد و بتوان بر اساس آن عقلانیت، حتی تجارب و علوم پیچیده و فناوری‏هایی را هماهنگ کرد تا همه این علوم پیچیده و فناوری‏ها، ابزاری برای هماهنگ سازی معیشت بشر بر محور قرب، عبودیت و بندگی خدای متعال و به تعبیری بر محور ولایت ولی‏الله باشد، یک عقلانیت بسیط نیست. بنابراین، بر اساس این نگاه، یکی از کمبودهایی که در دنیانی کنونی جامعه بشری، حتی در فرهنگ دین‏داری خود شیعه هست، یک عقلانیت جامع دینی است که بتواند هماهنگ‏سازی امور و شئون معیشت بشر را بر محور عبودیت و بندگی خدای متعال و به تعبیری بر محور ولایت ولی خدا شکل بدهد. بنابراین، ما باید این فاصله را طی کنیم و به سمت رشد عقلانیت معنوی حرکت کنیم. بعضی معتقدند که بشر تا عقلانیت معنوی را تجربه نکند - به گونه‏ای که در مقابل این عقلانیت پیچیده سکولار بتواند ساز و کارهای جدیدی را پیش روی خود قرار بدهد تا از سرعت، دقت و انضباط برخوردار شود - زمینه‏های ظهور فراهم نمی‏شود.

+ نوشته شده در  ساعت   توسط مریم فتح اله زاده | 
نقطه آغازین تحولاتی که براساس نگاه فلسفه تاریخی منتهی به عصر ظهور می‏شود، چیست و نقش انقلاب اسلامی در آن چگونه است؟

جواب : هر چند این بحث به یک مقدمات جدی و دقیق‏تر و حتی تحقیقات جامع کتابخانه‏ای ومیدانی نیازمند است، اما بعید نیست که «انقلاب اسلامی» سرآغاز احیای نوین معنویت در عالم باشد. اگر از منظر فلسفه تاریخی، جریان رنسانس و انقلاب اسلامی راتحلیل کنیم، باید بگوییم که همان طوری که رنسانس، آغاز غروب معنویت است، «انقلاب اسلامی» سرآغاز ظهور مجدد معنویت در جهان است و یک تحول و هنگامه‏ای است که از لایه‏های عمیق و باطنی عالم به سمت یک تحول جدی و بنیادی اتفاق می‏افتد. هر چند نمی‏توان همه ابعاد آن را مورد بحث قرار داد، امّا به طور کلی در طول این 25 سال، یک تحول جدی اتفاق افتاده که پرچم‏داران تمدن مادی، مدعی جنگ چهارمی هستند که یک سوی آن تمدن اسلامی و سوی دیگرش تمدن غرب و به تعبیری ایدئولوژی غالب این تمدن، پس از رنسانس است. پس از رنسانس، از درون تمدن مادی، ایدئولوژی‏های مختلفی ظهور کرده است که ایدئولوژی غالب آن با تمدن اسلامی مواجه می‏شود. این خیزش جدی که در طول یک ربع قرن در جهان اتفاق افتاده است و معادلات متفکران غرب را به هم زده است؛ در شرایطی کم احساس می‏شد دیگر معنویت غروب کرده و چیزی به عنوان معنویت و تمدن‏های معنوی در برابر تمدن غرب، قدرت مقاومت ندارد. این حرکتی که اتفاق افتاده، نتیجه‏اش بعد از یک ربع قرن، این است که این زمان برای حوادث تاریخی، بسیار کوتاه است. این تمدن با یک رقیب جدی در بیرون خودش مواجه شده است و این همه آرایش قدرت در مقابل اسلام، از آثار همین احساس مقابله است؛ پس پیداست که یک تحول جدی در حال وقوع است. تحولی که دنیای غرب با آن همه سیطره فرهنگی که پیدا کرده بود، به خصوص در دوره رشد علوم، ارتباطات و رسانه‏های خبری و فرهنگی، مجبور می‏شود که در مقابل آن آرایش نظامی ترتیب دهد. این علامت این است که یک رقیب جدی به میدان آمده است که از نظر فرهنگی، به سادگی مقهور تمدن غرب نمی‏شود. آنان معتقدند که این تمدن دارای فرهنگی است که می‏تواند فرهنگ غالب باشد و می‏خواهند با سرکوب نظامی هم که شده، این تمدن را سرکوب کنند.

بنابراین، می‏توان انقلاب اسلامی را نقطه آغازین برای یک تحول از باطن عالم به سمت احیای معنویت و پذیرش آن پس از غروب معنویت بعد از رنسانس دانست؛ دوره‏ای که در آن رابطه بشر با آسمان قطع شده بود و بشر به نقطه‏ای رسیده بود که احساس می‏کرد مستغنی از آموزه‏های معنوی و روحانی است. بنابراین، انقلاب اسلامی می‏تواند یکی از نقطه‏های اصلی تحول باشد. اما این که چه مراحلی باید طی شود تا ما به عصر ظهور برسیم، محتاج به بررسی‏های دقیق‏تری است؛ ولی به نظر می‏رسد که شتاب جدی در حوادث اتفاق افتاده است که این اقتضای رشد ارتباطات و سرعت ارتباطات نیز می‏باشد و به همان میزانی که فناوری سرعت پیدا کرده است، حوادث آخرالزمان نیز سرعت پیدا می‏کنند.

+ نوشته شده در  ساعت   توسط مریم فتح اله زاده | 
چگونه حرکت معنوی جامعه بشری به مرحله‏ای می‏رسد که جامعه آمادگی پذیرش ولایت حضرت را به نحو کامل پیدا می‏کند؟

جواب : براساس نگاه فلسفه تاریخی، گرچه اراده‏های انسانی در تحقق حرکت‏های تاریخی موءثرند، یعنی خداوند متعال، انسان را مجبور نیافریده است و جبر مطلق بر رفتار انسان‏ها حاکم نیست، اما نقش اساسی از ناحیه آن دستگاه مدیریت و ولایتی است که بر تاریخ اعمال می‏شود و تاریخ را به سمت آن نقطه مطلوب سیر می‏دهد. بنابراین، نقش ولایت ولی خدا در تحقق اهداف تاریخی، نقشی اساسی و محوری است. اساس جامعه آرمانی، با عبادت و سجود خود ولی‏الله اعظم شکل می‏گیرد و سرانجام شدت و عظمت عبادت ایشان و غلبه روح عبادت ایشان بر استکبار ابلیس است که آن حوادث مهم تاریخی شکل می‏گیرد. بنابراین، نمی‏توان نقش محوری برای اراده‏های بشری در تحقق پدیده‏های عظیمی مانند پدیده ظهور قائل شد؛ اما طبیعی است که در جامعه بشری، یک حرکتی به سمت پذیرش توحید و معنویت اتفاق می‏افتد و فطرت‏های بشری در نقطه اوج اقتدار تمدن مادی، به وسیله یک جریان ولایتی، نورانی می‏شوند و گرایش به سمت توحید و نور حاصل می‏شود و ترکیب این دو، یعنی جریان ولایت و جریان پذیرش است که عصر ظهور را محقق می‏کند و عامل اصلی هم جریان ولایت ولی خداست.

+ نوشته شده در  ساعت   توسط مریم فتح اله زاده | 
آیا جامعه مهدوی به صورت جهش و معجزه‏آسا شکل می‏گیرد و یا به دنبال طی یک فرایند تکاملی تحقق می‏یابد؟

جواب : یک عده معتقدند که در جامعه مهدوی جهشی اتفاق می‏افتد؛ اما عده‏ای می‏گویند باید یک حرکت طبیعی به سمت ظهور طی شود. آن چه در تأیید اندیشه معتقدان به حرکت طبیعی به نظر می‏رسد، این است که ظاهراً آن چه که در عصر ظهور اتفاق می‏افتد، یک امر مستند به عوامل ظاهری باشد؛ یعنی عصر ظهور، یک پدیده معجزه‏واری نیست که هیچ قواعد طبیعی در آن مراعات نشود و به نظر نمی‏رسد که چنین امری، دفعی اتفاق بیفتد. گرچه ممکن است حرکات معجزه آسایی نیز اتفاق بیفتد، ولی جهت‏گیری کلی این حرکات و همه عوامل آن، یک مسیر طبیعی را طی می‏کند. بنابراین، از یک سو جامعه جهانی، تمدن مادی و دستگاه استکبار، باید به نقطه اوج خودش برسد و بالاترین حد اقتدار خود را پیدا کند و وعده‏ای که در طول تاریخ بشریت داده شده، به نقطه پایانی خودش برسد و در عین حال، چون بافت دستگاه ابلیس با فطرت انسان سازگار نیست، طبیعتاً یک نوع ناهماهنگی بین اقتضائات فطری انسان و این تمدن تحقق پیدا می‏کند و این باعث می‏شود که در نقطه اوج خودش به یک نارضایتی عمومی بشر از تمدن موجود منتهی گردد. این یک مسیر طبیعی است و همان چیزی است که الان در جهان به چشم می‏خورد، یعنی تمدن استکباری توانسته به نقطه اوج خودش برسد و حتی توانسته است به بسیای از ایده‏هایی که در ذهن داشته، لباس تحقق بپوشاند. مهم این است که الان مشاهده می‏کنیم که یک نارضایتی عمومی از باطن جامعه بشری نسبت به وضعیت مدیریت کنونی عالم در حال شکل‏گیری است و حتی در مهد خود این تمدن هم چنین چیزی در حال ظهور است.

این امری است که به نظر می‏رسد یک روالی را طی می‏کند و در نگاه عادی نیز می‏بینیم که کاملاً مستند به اسباب و عوامل ظاهری است.

بنابراین، نارضایتی از دستگاه ابلیس و تمدن مادی، در نقطه اوج تمدن مادی شکل می‏گیرد و اقتضائات معنوی هم در جامعه بشری ظهور می‏کند؛ به گونه‏ای که اقتضائات فطری بشر نیز در جامعه آخرالزمان تدریجاً ظهور می‏کند؛ زیرا بشر برای بیش از طبیعت آفریده شده است و میل به طبیعت، یک امر متناسب با فطرت انسان نیست و طبیعی است که این امر باعث می‏شود تا یک حرکت باطنی از لابه‏های عمیق فطرت بشر آغاز شود که این هم ظاهرش در قالب یک امر طبیعی است و به تعبیر دیگر، گرایش به معنویت و یک حیات طیبه در وجدان عمومی بشر شکل می‏گیرد.

نکته‏ای که لازم است بدان توجه شود، این است که میان این تحولات و جامعه‏ای که در آن حیات طیبه ظهور پیدا می‏کند و ولایت ولی الله پدیدار می‏گردد و همه مناسبات آن بر محور عدل و عبودیت است، تفاوت‏های اساسی وجود دارد.

حال آن جامعه چگونه تحقق پیدا می‏کند؟ آن جامعه جز با ظهور خاص ولایت ولی‏الله، تحقق یافتنی نیست و طبیعتاً فاصله جدی و پرشتابی بین این دو مرحله وجود دارد که تحقق این مرحله با یک حرکت عادی و در عین حال با سرعت فوق‏العاده، همراه خواهد بود. این که در روایات آمده است که کار حضرت به صورت دفعی اصلاح می‏شود، یعنی براساس محاسبات عادی، فاصله جامعه جهانی با آن نقطه، فاصله فراوانی است؛ ولی گویی تاریخ بایک شتاب مواجه می‏شود و پدیده‏ها با سرعت زیادی اتفاق می‏افتند. در روایات غیبت حضرت با غیبت حضرت یوسف صدیق علیه السلام از جهات مختلفی تشبیه شده است. به عنوان نمونه، حضرت یوسف علیه‏السلام در بین مردم بود؛ اما مردم، او و شخیصت او را نمی‏شناختند و حتی برادران ایشان او را می‏دیدند؛ ولی او را نمی‏شناختند. یکی از نکاتی که در روایات در باب تشبیه غیبت حضرت به غیبت حضرت یوسف آمده، این است که امر حضرت یوسف علیه‏السلام، دفعی اصلاح شد؛ زیرا حضرت یوسف علیه‏السلام سال‏ها در زندان به سر برده بود و حتی مراحلی پیش آمده بود تا بیرون آمدن حضرت از زندان، مسیری طبیعی را طی کند. این مطلب در قرآن آمده است که هم‏سلولی حضرت یوسف علیه‏السلام ـ که ساقی دربار بود ـ خوابی دید و حضرت خواب او را تعبیر کرد و گفت: تو مجدداً ساقی دربار می‏شوی و آن گاه قرار بر این شد که وقتی ساقی دربار شد، ماجرای یوسف را با عزیز مصر در میان بگذارد؛ ولی این ماجرا به فراموشی سپرده شد و سال‏های متمادی حضرت یوسف علیه‏السلام در زندان ماندند. وقتی بنا شد کار حضرت اصلاح شود، عوامل به گونه‏ای شکل گرفت که قبلاً قابل تصویر نبود؛ یعنی ابتدا عزیز مصر خوابی دید که خواب‏گزارها از تعبیر آن عاجز شدند و فقط حضرت یوسف علیه‏السلام خواب را تعبیر کرد و عزیز مصر از این تعبیر خواب متوجه شد که حقیقتی دراین شخص وجود دارد. از این رو، او را خواست و او در پاسخ گفت: ابتدا باید ماجرای زندانی شدن من روشن شود تا معلوم شود که خیانتی در میان نبوده است. این بود که همه ماجرا شفاف شد و حضرت یوسف علیه‏السلام با رفع همه آن اتهام‏ها ـ که به واسطه آنها زندانی شده بود ـ باعزت از زندان بیرون آمد و بالاخره خزانه‏دار مصر شد و بعد تدریجاً این خزانه‏داری به اقتدار و ولایت حضرت منتهی شد.

بنابراین، این یک حرکتی بود که به طور طبیعی قابل پیش‏بینی نبود؛ ولی به سرعت و با یک عاملی که شکل غیرطبیعی نداشت، امّا این مسیر طولانی را با سرعت طی می‏کرد، انجام شد و این، یک امر طبیعی نیست؛ گرچه ظاهرش هم ظاهر غیرعادی نیست. بنابراین، فرق است بین این که ظاهر حادثه غیرمتعارف باشد و یا این که حادثه شتاب بردارد و عوامل بیرونی در سرعت حادثه دخالت کنند. پدیده ظهور، مسیری است طبیعی که بسیاری از مراحل آن باشتاب طی می‏شود و پس از ظهور دیگر حقایق ـ که حقایق فوق‏العاده‏ای هستند ـ مستند به خود ولایت حضرت می‏باشند و برای حضرت، زمینه‏های پذیرش عمومی در جهان فراهم می‏شود و آن زمینه‏ها هم پرشتاب محقق می‏شود.

پس از تحقق انقلاب جهانی حضرت، حوادث بسیار عظیمی به دست توانای آن حضرت اتفاق می‏افتد و جامعه بشری هم به سرعت به پذیرش آن حوادث روی می‏آورد.

+ نوشته شده در  ساعت   توسط مریم فتح اله زاده | 
تصویر شما از جامعه مهدوی  بر اساس معارف اسلامی چیست و به اختصار بیان بفرمایید چه نسبتی با جامعه جهانی دارد؟

جواب : ویژگی اصلی که برای جامعه مهدوی در معارف اسلامی و حتی سایر ادیان بدان اشاره شده، ظهور ولایت الهی بر روی زمین است. آثار و پیامدهای این ولایت عبارتند از: تحقق عدالت، امنیت و حتی تحقق رفاه عمومی. بنابراین، دورنمای جامعه مهدوی در معارف اسلامی این است که در آن جامعه اولاً معنویت جزء ارکان اساسی جامعه است و اصولاً جامعه مهدوی بر محور عبودیت و بندگی خدای متعال شکل گرفته است و ثانیاً در پرتو این معنویت و عبودیت در جامعه، عدالت و رفاه محقق می‏شود. معدل و جامع همه اینها این است که و جود امام عصر علیه‏السلام به ظهور تجلی پیدا می‏کند. یکی دیگر از ویژگی‏های عصر ظهور، تجلی ولایت ولی‏الله است؛ زیرا اساساً چیزی در عرض ولایت ولی خدا بر روی زمین وجود ندارد. بنابراین، وقتی ولایت حضرت بقیة‏الله علیه‏السلام محقق می‏شود و نفوس بشری آن ولایت را می‏پذیرند و مناسبات اجتماعی بر محور آن ولایت شکل می‏گیرد، طبیعی است معنویت، عدالت، رفاه و امنیت در قالب‏های خاصی که متناسب با همان جریان نور هستند، محقق می‏شود؛ زیرا شکل‏گیری همه مناسبات بشری، بر محور تقواست؛ نه بر محور هوی و به تعبیر دیگر بر محور ولایت ولی الله است و نه بر محور اولیای طاغوت و بنابراین، جریان عبودیت تحقق پیدا می‏کند؛ نه جریان استکبار.

حالا اگر ما این را نقطه معدل جامعه مهدوی بدانیم، چه تناسبی با جامعه جهانی کنونی دارد؟ اگر ما وجهه غالب تمدن مادی را در جهان می‏بینیم و آن رگه‏ها و لایه‏های معنوی را که در جهان تحقق پیدا می‏کند، نادیده بگیریم، این دو حرکت، دو حرکت متفاوت است که یکی به سمت توسعه فرهنگ مادی و دیگری به سمت توسعه فرهنگ عبودیت و بندگی خدای متعال است. گرچه در جامعه جهانی موعود هم وعده به عدالت، رفاه و امنیت داده می‏شود، ولی تفاوت ماهوی بین این دو نوع وعده وجود دارد. عدالتی که در جامعه مهدوی است، ماهیتاً متفاوت با عدالت نظام سرمایه‏داری است. هرچند در جامعه سرمایه‏داری، مناسبات توسعه سرمایه را عدالت بدانند و قوانینی را که برای مناسبات توسعه سرمایه‏داری به ثبت جوامع بین‏المللی رسیده، مبدأ تحقق عدالت بدانند، ولی حقیقت این است که این قوانین، قوانین عادلانه‏ای نیستند؛ زیرا انسان را به نفع امکان تغییر می‏دهند. در جامعه مهدوی، عدالتی متناسب با عبودیت و توسعه قرب است. به تعبیر دیگر، هرگاه مناسبات ولایت خدای متعال در جامعه‏ای اجباری شد و همه روابط اجتماعی متناسب با بندگی خدای متعال شکل گرفت، در چنین جامعه‏ای، عدالت تحقق پیدا کرده است. بر این اساس، ممکن است بر حسب ظاهر، آرمان‏های مشترکی مانند عدالت، امنیت و رفاه تعریف شوند؛ ولی ماهیتاً این آرمان‏ها در جامعه مهدوی با آرمان‏هایی که در جامعه جهانی کنونی، بشر به آنها دعوت می‏شود، متفاوت هستند.

+ نوشته شده در  ساعت   توسط مریم فتح اله زاده | 
از سری مقالات شاخصه ها و ویژگی های جامعه مهدوی - شماره ۶

ه-امنیّت و آرامش در عصر و جامعه مهدوی:

در جهان معاصر جامعه‏های انسانی، در شرایط سخت و طاقت‏فرسایی از نظر فقدان امنیّت و آرامش در ابعاد گوناگون حیات، زندگی می‏کند. امّا در عصر ظهور امام مهدی(ع) ترس و دلهره در همه ابعادش نابود گردیده و امنیّت و آرامش بر کران تا کران کره زمین سایه‏گستر و حاکم می‏شود. و امّا اینکه چگونه این امنیّت و آرامش بر سراسر گیتی و بر جان و دلها حاکم می‏گردد؟ باید گفت که فقدان امنیّت به یکی از سه عامل ویرانگر زیر برمی‏گردد که در جامعه مهدوی از سه عامل فقر و محرومیت، ضعف ایمان و ضعف مدیریت خبری نیست.

آنچه از ذکر شاخصه‏های جامعه مهدوی گذشت، نمونه کمی از شاخصه‏های مختلف که در منابع مختلف به آنها اشاره شده، می‏باشد. مسلماً معرفی جامعه مهدوی در یک مقاله کوتاه عملی نخواهد شد، و به تحقیق جامع و فرصت زیادی نیاز هست. چراکه جهت معرفی جامعه مهدوی و ذکر شاخصه‏های آن، از منظرهای مختلف سیاسی، اقتصادی، اجتماعی به خصوص خانواده، مسائل تربیتی، پیشرفت علم و دانش و تکنولوژی، حل مشکلات لا ینحل در جامعه مهدوی، از جمله، حل مشکل مسکن، بیکاری، رعایت حقوق متقابل و جامعه که هر کدام به تنهایی، نیاز به تحقیق و پژوهش کامل جهت تقویت ایمان و باورهای منتظران حضرت، و شناخت ویژگی‏های جامعه موعود از نظر اسلام‏شناسی و شناخت چگونگی حکومت در آن و مسائل مهم دیگر، که مفید و ارزنده است. و از جهتی شناخت جامعه مهدوی برای تعیین سمت و سویی که جوامع باید بسوی آن داشته باشند، سودمند می‏باشد. امید که با شناخت مهدی موعود(ع) و جامعه او و خصوصیات آن حضرت در راستای تحقق اهداف آن و زمینه سازی برای ظهور آن منجی عدالت خواه و عدالت گستر بیش از پیش تلاش و کوشش کنیم. انشاء الله

پدیدآورنده:مرکز فرهنگ و معارف قرآنی،

+ نوشته شده در  ساعت   توسط مریم فتح اله زاده | 
از مجموعه مقالات شاخصه ها و ویژگی های جامعه مهدوی - شماره ۵

د. کشاورزی در جامعه مهدوی:

زراعت و کشاورزی از منابع مهم ثروت ملّی و از موارد اساسی پاسخگویی به نیازهای مادّی جامعه و از وسایل تأمین موادّ غذائی در جهان انسان و حیوان است و خداوند آب و خاک را در اختیار بشر نهاده است تا از امکانات و برکات زمین بهره گیرد. حضرت علی(ع) هم فقرزدائی از جامعه را در گرو توسعه اقتصادی و از شاخه‏های مهم آن، کشاورزی را بیان می‏فرمایند. که به این مطلب قرآن نیز اشاره دارد.

«آیا هیچ درباره آنچه کشت می‏کنید اندیشیده‏اید؟»

پس می‏توان توسعه کشاورزی را یکی از مهمترین عوامل رشد جامعه و نجات آن از فقر و فلاکت دانست. از این رو هنگامی که امام مهدی(ع) ظهور می‏نمایند سیستم زراعی و کشاورزی بطور کامل دگرگون می‏گردد و به بهترین و زیباترین شکل و محتوا و برنامه، شکوفا می‏گردد.

امام مهدی(ع) با کمک گرفتن از تکنولوژی و ابزارهای مهم کشاورزی، و با طرّاحی و تدبیر بی‏نظیر، به کشاورزی رونق داده و کشاورزی شکوفا و شکوه‏بار می‏گردد.

و از ره‏آورد این پیشرفت، روح حیات در همه نقاط بی‏شمار گیتی، حتی زمین‏های موات و کویرها، دمیده می‏شود. و مردم در رفاه و آسایش و آرامش زندگی می‏کنند.

اینک نمونه‏هایی از روایات در نشانگری آن شرایط شکوه‏بار را از نظر می‏گذرانیم.

پیامبر گرامی می‏فرمایند:

«آبها در دولت مهدی(ع) فراوان می‏گردد و زمین برکات خویش را چندین برابر می‏سازد».

و امام علی(ع) می‏فرمایند:

«انسان در عصر حاکمیت جهانی آن حضرت، هر آنچه از انواع دانه‏های زراعی بر زمین بیافشاند، هفتصد برابر، برداشت می‏نماید...»

طبیعی است که حضرت با ساختن سدّهای فراوان آبها را مهار کرده‏اند و از ره‏آورد مهار آبها، زمین‏ها آباد، و با مکانیزه کردن کشاورزی و گشوده شدن، درهای رحمت الهی به روی زمینیان، به همه آنها دست می‏یابد. و کشاورزی رونق گرفته و پیشرفته می‏گردد. و علاوه بر ایجاد اشتغال، نشاط اجتماعی، انواع مواهب، نعمتها و امکانات زندگی شایسته و درخور شأن انسان بصورت وصف‏ناپذیری، در دسترس مردم قرار می‏گیرد.

مردم در عصر ظهور در زراعت و غرس انواع درختان آزادند و در راه تلاش و سازندگی آنان، موانع بازدارنده‏ای همچون مالیاتهای ظالمانه و مقرّرات ضد انسانی قرار نمی‏دهند، و انسان هر چه قدر تلاش کند و زمینی را احیاء کند و به مزارع و باغات پرمیوه تبدیل کند، از آنِ خود اوست. چرا که در مکتب اسلام چنین وضع شده است.

پیامبر اسلام می‏فرمایند:

«هر کس زمین مرده‏ای را زنده کند از آن خود اوست.»

و بدین سان انسان در جامعه مهدوی با انگیزه بیشتر، و نشاط زاید الوصفی به کار و تلاش و سازندگی می‏پردازد و از این رهگذر نعمت‏های فراوانی نصیب انسان می‏گردد. و جامعه مهدوی در آسایش و امنیت و صلح و صفا، بسر می‏برد. و مشکلات بزرگی در جامعه امروز، گریبانگیر بشر است. مثل، مشکل بیکاری، مسکن، فقر به برکت و تلاش و تدابیر حضرت مهدی(ع) از جامعه مهدوی رخت برمی‏بندد.

امام صادق(ع) می‏فرمایند:

«هنگامی که قائم آل محمد(ص) قیام نماید، خانه‏های شهر «کوفه» به شهر «کربلا» متّصل می‏شود و شهر بقدری گسترش می‏یابد که همه صاحب خانه می‏شوند.»

بدین‏سان، این روایت، بیانگر این مطلب است که مردم زمین‏های خشک و سوزان و بیابان‏های بی‏آب و علف را إحیا و آباد می‏سازند و بصورت خانه‏های زیبا و پر شکوه و باغ‏های پرطروات درمی‏آورند که یک نمونه آن، گسترش شایسته خانه‏های کوفه تا نهر کربلا می‏باشد، آن هم با آن مسافت بسیاری که اینک میان آن دو شهر وجود دارد.

خلاصه سخن اینکه در جامعه مهدوی، آزادی کار، مسافرت، تجارت، نوآوری، ابداع و امکانات به همه مردم ارزانی می‏گردد. و میدان کار و تلاش و ابتکار برای همه استعدادها فراهم می‏شود. و سستی و تن پروری و بیکارگی جای خود را به کار و تلاش و نشاط و تحرّک می‏دهد.

+ نوشته شده در  ساعت   توسط مریم فتح اله زاده | 
مجموعه مقالات شاخصه ها و ویژگی های جامعه مهدوی - شماره ۴

ج. رفاه و آسایش اقتصادی:

بی‏شک از مهمترین مشکلات حیات انسان، مشکل اقتصادی و معیشتی و مسایل مربوط به آن همچون فقر، گرانی، محدودیّت تجارت و داد و ستد و تورّم، ناتوانی اقتصادی، تولید کم و تقاضای بسیار و مسائلی از اینگونه که بیشتر آنها از ثمرات شوم اقتصاد ضد اسلامی حاکم بر جهان و به ویژه کشورهای اسلامی است.

آری! این اقتصاد ضد اسلامی و ظالمانه است که به بحرانهای اقتصادی در جوامع انسانی منجر می‏شود. و این بخاطر سرکوبی مردم و پایمال ساختن آزادیها، مسدود ساختن راههای معیشت برای مردم، تحمیل مالیات سنگین و تصاعدی بر توده‏ها و محروم ساختن بندگان خدا از مواهب زندگی و برکات و نعمت‏هایی است که خداوند آنها را به بندگانش ارزانی داشته و برای آنها مباح ساخته است.

شایسته است فراموش نکنیم که بیشتر جنایاتی که در جهان رخ می‏دهد، از فقر مالی و نیاز و فلاکت سرچشمه می‏گیرد. بیشتر جوانان بخاطر فشار و نیاز از تشکیل خانواده سرباز می‏زنند و بسیاری از خانواده‏ها از فشار و فقر و عدم امکانات به تحدید نسل رضایت می‏دهند. و اگر بگوییم که بیشتر مردمی که می‏میرند قربانی فقر و فلاکتند، سخنی به گزاف نگفته‏ایم.

آری اگر بخواهیم ضایعات و زیانهای برخاسته از فقر را در جامعه انسانی بشماریم سخن به درازا می‏کشد و شکل نوشته تغییر یافته و اگر بخواهیم از ابعاد گوناگون مسایل اقتصادی بحث کنیم، این نوشته طولانی و فقط در این بُعد از شاخصه جامعه مهدوی خلاصه می‏شود، به همین جهت سخن را اینگونه خلاصه می‏کنیم:

از جمله اصلاحات گسترده و طرحهای بزرگی که امام مهدی(ع) بدان قیام می‏کند مسأله حلّ مشکلات اقتصادی در خانواده بزرگ بشری است و این کار بزرگ و برنامه عظیم از راه پیاده کردن مقرّرات عادلانه و رهایی‏بخش و زندگی‏ساز اقتصاد اسلامی خواهد بود از مهمترین و کارسازترین بندهای آن عبارتند از:

1ـ اعطای آزادی‏های گوناگون در امور

اقتصادی و اجتماعی و فکری و صنعتی بر اساس حق و عدالت اسلامی.

2ـ بهره‏وری از مواهب و امکانات و نیروهای طبیعت و فرصت و میدان دادن به دست‏ها، مغزها و اندیشه‏های توانا و سازنده و مبتکر بر اساس عقل و اندیشه.

دست‏رسی به همه موارد ذکر شده به جهت اجرای دقیق تعالیم اسلامی عملی می‏شود.

اینک یک نمونه از روایات متعدّدی که نشانگر زندگی اقتصادی امام مهدی(ع) است را به جهت رعایت اختصار در پائین ذکر می‏شود:

پیامبر گرامی اسلام(ص) می‏فرمایند:

«به مهدی(ع) بشارتتان می‏دهم... او ثروت‏ها را درست و بطور مساوی تقسیم می‏کند و به برکت او غنا و بی‏نیازی دلهای امّت محمد(ص) را لبریز می‏سازد و عدالت او همه را در برمی‏گیرد، تا آنجائی که دستور می‏دهد ندا کننده‏ای ندا کند که: «هان، ای مردم! هر کس نیاز مالی دارد بیاید و هرچه می‏خواهد بگیرد.» و جز یک نیازمند، کسی نمی‏آید. آن یک نفر می‏آید و امام مهدی(ع) به او می‏گوید: «نزد خزانه دار برو تا آنچه می‏خواهی به تو بدهد.» نزد خزانه‏دار می‏رود و می‏گوید: «من از سوی امام مهدی(ع) آمده‏ام تا به من کمک کنی و ثروتی به من بدهی.» خزانه‏دار می‏گوید: «آنچه می‏خواهی بردار...» او آنقدر زر و سیم برمی‏دارد که نمی‏تواند ببرد، مقداری از آن را برگرداند تا بتواند حمل کند و بقیّه را می‏برد. امّا وقتی از خزانه‏دار دور می‏شود، پشیمان شده و می‏گوید: «گویی من حریصترین فرد از امّت محمد(ص) هستم. همه برای دریافت مال دعوت شدند امّا جز من کسی نیامد». از این رو نزد خزانه‏دار برمی‏گردد و زر و سیم را پس می‏دهد امّا خزانه‏دار نمی‏پذیرد و می‏گوید: «ما چیزی را که بخشیدیم، دیگر نمی‏پذیریم».

این روایت و روایت‏های زیادی شبیه این روایت، همه بر رشد و شکوفایی اقتصادی جامعه مهدوی و غنای نفس مردم و عدم رغبت آنها در سایه تعالیم نجات‏بخش اسلام به زیاده خواهی، احتکار و پس‏انداز است که هر کدام از این موارد، خود عامل بیماری اقتصاد، و فقر عده‏ای از مردم در سایه ثروت اندوزی بقیّه مردم می‏باشد، که در جامعه مهدوی همه این بیماری‏ها از بین خواهد رفت.

برای شاخه‏های مختلف اقتصاد، روایات و بحث‏های زیادی در منابع ذکر شده است. که به جهت پرهیز از طولانی شدن مطلب به یک نمونه دیگر فقط اشاره می‏شود.

+ نوشته شده در  ساعت   توسط مریم فتح اله زاده | 
از سری مجموعه مقالات شاخصه ها و ویژگی های جامعه مهدوی - شماره ۳

ب. عدل و ظلم و قوه قضائیه در جامعه مهدوی:

اشاره شد که داوری و قضاوت آن گرامی در جامعه مهدوی، بسان داوری نیاکان پاک و پاکیزه‏اش، عادلانه و انسانی و بر اساس حق و عدالت است و با یک ویژگی از داوری آن عدالت پیشگان و نیاکانش، ممتاز می‏شود. و آن ویژگی این است که آن حضرت در سیستم قضایی خویش بر اساس آگاهی و اطّلاعات خویش بر رخدادها و حوادث، داوری می‏کند، از اینرو نه به انتظار گواهی گواهان می‏ماند و نه دلایل و مدارک و شواهدی که ادّعا را اثبات کند. سخن در اینجا بر دو محور دور می‏زند:

1. نخست اینکه این روایت صحیح و جان‏بخش که در مورد امام مهدی(عج) و ره آورد حاکمیت او بطور متواتر از پیامبر گرامی و امامان معصوم، رسیده است، بارها تکرار شده است که می‏فرمایند:

«امام مهدی(ع) پس از ظهور خویش، جهان را سرشار از عدل و داد می‏کند پس از آنکه از ستم و بیداد لبریز گردد.»

شایسته یادآوری است که این حدیث در مجموعه‏های روایی ما صدها بار از راههای گوناگون و چهره‏های مختلف روایت شده است به گونه‏ای که هیچ جایی برای شک و تردید در صحّت و درستی آن نمی‏ماند.

آری! آن اصلاحگر بزرگی که می‏خواهد ستم و بیداد را در همه میدانها و ابعاد و چهره‏هایش نابود سازد و ریشه و اساس آن را در هر نقطه‏ای که باشد و یا از هر انسانی سرزند از بیخ و بن برکند، و ظلم ریشه کن شده و عدالت حاکم شود، طبیعی است که از چنین عدالت‏گستری نباید انتظار داشت که خود منتظر این باشد که مظلوم به او شکایت برد، یا آن پیشوای عدالت از مدّعی ستمدیده برای اثبات ادّعای به حقّش که برای آن داور عدالت پیشه، روشن است دلایل، شواهد، اسناد و مدارک ارائه کند، هرگز! چرا که گاه ممکن است مظلوم برای اثبات بیدادی که بر او رفته یا حق که از او پایمال شده است ناتوان باشد یا نتواند ساختگی بودن بافته‏های ظلم را روشن کند. ممکن است ستم و بیداد در بسیاری از نقاط روی زمین واقع شود و مظلوم نتواند از بیدادی که بر او رفته است به امام عدالت و نجات، شکایت برد. و نیز امکان دارد انسانی مخفیانه و به ستم کشته شود و کسی از کشته شدن او آگاه نگردد و قاتل او را نشناسد و در نتیجه خون او پایمال گردد، در این صورت چگونه می‏توان گفت: «امام مهدی(ع) زمین و زمان را لبریز از عدل و داد می‏سازد؟!»

2. از پیامبر گرامی(ص) روایت شده است که می‏فرمایند:

«مردم، من در میان جامعه، بر اساس دلایل و شواهد و سوگندها، قضاوت و داوری می‏کنم نه بر اساس وحی و رسالت.»

شاید مفهوم ظاهری روایت پیامبر این باشد که آن حضرت در میان مردم، بر اساس آگاهی و علم شخصی خویش داوری نمی‏کند. و داوری او با گواهی گواهان یا مدارک و مستندات دیگر شاید این شیوه پیامبر(ص) در داوری و قضاوت و عمل نکردن بر اساس آگاهی و اطلاع شخصی خویش، بدان جهت بود که اگر آن گرامی در داوریهای خویش بر اساس آگاهی و اطّلاع شخصی قضاوت می‏کرد، رفتار و عملکرد قضایی او در میان امّت سیره و سنّت می‏شد و آنگاه بود که برای هر قاضی یا حاکمی دستاویز و بهانه می‏گشت که در جامعه، بدون دلایل و مدارک قانع کننده به هر کس دلش خواست حدّ جاری کند و طبق تمایلات خویش حکم راند و آنگاه ادّعا نماید که به علم و اطّلاع شخصی خویش داوری نموده و قضاوت کرده است. و با این کار نظام دین و جامعه از هم گسیخته و هرج و مرج و خودکامگی در سیستم قضایی رواج یافته و معیارها و مقیاسهای فقهی و حقوقی و عرفی دچار اختلال می‏گشت. بر این اساس بود که پیامبر گرامی اسلام(ص) این راهها را برای قضات بدرفتار و حکومتهای بیدادگر مسدود ساخت تا آنان نتوانند در میان مردم، طبق تمایلات جاه‏طلبانه و هواهای خویش حکم رانند و آنگاه مدّعی گردند که بر اساس علم و آگاهی شخصی خویش حکم می‏کنند. و از این رو شخص پیامبر در محکمه عدالت حاضر می‏شود، و به انتظار قضاوت می‏نشیند و حتی به رأی او اعتراض نمی‏کند. و حال آنکه او علم شخصی داشته و یقین به حقانیّت خودش داشته. و یا علی(ع) بر طبق مدارک و مستندات، قضاوت و از سیره پیامبر پیروی می‏کند، چرا که ترس از آینده و سیره و سنت شدن رأی با آگاهی شخصی معصوم، در میان غیر معصوم سنت و باب شود.

امّا امام معصوم و پیشوای عدالت‏گستری که هرگز چنین احتمالی در مورد او نمی‏رود و هیچ نوع اشتباه و انحرافی به ساحت مقدّس او راه ندارد، بر چنین انسان والایی زیبنده است که بر اساس آگاهی و اطّلاعات شخصی خویش به امور و رخدادها، داوری نماید و هرگز منتظر گواهی گواهان و اقامه دلایل و مدارک از سوی مدّعی نباشد و بر سوگندهای دروغین از سوی طرفین، بهایی ندهد و آنچه حقّ و عدالت است آن را ملاک قرار دهد و بر اساس آن داوری نماید. و مطمئن است که حکومت بعد از خودش به دست غیر معصوم نمی‏افتد.

با توجه به این دو نکته اساسی که:

اوّلاً: امام مهدی(ع) اصلاح‏گر بزرگی است که زمین و زمان را سرشار از عدل و داد می‏کند.

و ثانیاً: علاوه بر تمامی آگاهیها و اطلاعات و معیارها، بر اساس آگاهی و اطّلاعات شخصی خویش، داوری و حکومت می‏نماید.

از این واقعیّت دریافت می‏گردد که آن حضرت تبهکاران و آدم‏کشان و مجرمان را بر اساس عدالت و به منظور اصلاح جامعه به کیفر شایسته و عادلانه گناهانشان می‏رساند، خواه آثار و دلایل و مدارک جرم موجود باشد و یا آن را از بین برده باشند و طبق موازین عادّی ثابت نشود و گواه و بیّنه اقامه نگردد.

و بدین سان شرایطی پدید می‏آید که هیچ کس جرأت ستم و قانون‏شکنی و گناه در خود نمی‏بیند و زمین از عدالت و آزادی و دادگری و امنیت و رفاه و سعادت لبریز می‏گردد.

روایات بیانگر این واقعیّت، بسیار است که به جهت رعایت اختصار تنها به یک نمونه اشاره می‏شود:

امام باقر(ع) فرمودند: «هنگامی که قائم ما قیام کند به سبک داود(ع) حکومت و داوری خواهد کرد و گواه و دلیل نخواهد خواست.»

حال این سؤال پیش می‏آید که منظور از حکومت داود(ع) چیست؟ در جواب باید گفت که منظور شریعت و راه و رسم او نیست، چرا که همه شرایع و قوانین پیش از اسلام، با آمدن اسلام نسخ و پایان یافتند. بلکه منظور از این عبارت و عنوان، این است که مهدی موعود(ع) در جامعه مهدوی، بر اساس آگاهی و دانش خویش قضاوت می‏کند، و قوه قضائیه آن حضرت بر پایه علم امامت حضرت استوار است. چنانکه حضرت داود(ع) پیامبر بزرگ خدا مدّتی طولانی اینگونه حکومت و داوری می‏کرد.

و حقایق و واقعیّات رخدادها و اختلافات، به اذن خدا برای او آشکار می‏گشت، و بدین جهت بر اساس آگاهی و دانش شخصی خویش قضاوت کرده و به گفتار طرفین اختلاف و دعوا، اعتنا نمی‏کرد.

سؤال دیگری که اینجا پیش می‏آید، این است که امام مهدی(ع) چگونه می‏تواند عدالت و دادگری را در کران تا کران گیتی تحقق بخشد با اینکه می‏دانیم آن گرامی در پرتو دانش و آگاهی خویش از مسائل و رخدادهای منطقه و شهری که اقامت دارد با خبر است و یا اینکه به شهرهای دیگر دسترسی ندارد اگر چه علم هم داشته باشد.

این سؤال را با روایتی از امام صادق(ع) پاسخ می‏دهیم که می‏فرماید: وقتی قائم ما قیام کند به هر منطقه و شهری فرستاده‏ای آگاه و کاردان و پروا پیشه گسیل می‏دارد و به او می‏گوید: «برنامه کار تو در کف دست توست. از این رو هر گاه کاری برایت پیش آمد که راه حلّ آن را نفهمیدی و قضاوت در آن را نشناختی به کف دستت نظاره کن و آنچه در آن یافتی، عمل نما».

در مورد این روایت سه احتمال بنظر می‏رسد:

1ـ ممکن است روایت را معجزه بشناسیم و بگوییم فرستادگان آن اصلاحگر بزرگ آسمانی هنگامی که در مسائل و رخدادها بمانند بناگاه بر کف دست خویش احکام عادلانه و مورد نظر را نوشته شده و آماده خواهند یافت.

2ـ ممکن است منظور آن حضرت نوعی دستگاه شبیه بی‏سیم و ارتباطیِ بسیار پیشرفته‏ای باشد که برخی از کارگزاران ویژه حضرت در اختیار دارند و دستورهای صادره از مقام فرماندهی کلّ را همواره دریافت می‏دارند چنانکه تصور این مطلب در جوامع امروزی، آسان می‏باشد. امروز با وجود رایانه، اینترنت و انواع و اقسام وسایل ارتباطی، می‏توان در یک لحظه با سراسر دنیا ارتباط برقرار کرد.

3ـ و یا اینکه روایت، پیام و معنای دیگری دارد که پس از ظهور آن حضرت به خواست خدا آشکار خواهد شد و اکنون برای ما ناشناخته است.

کوتاه سخن اینکه امام مهدی(ع) با نمایندگان و حاکمان و قضاتی که برای کشورهای سراسر جهان نصب فرموده و آنان را برای تدبیر امور و تنظیم شئون و حل مشکلات و رفع کشمکشها و تأمین امنیّت و نیکبختی جامعه بزرگ مهدوی در عصر ظهور، گسیل داشته بطور دائم در ارتباط است و آنان با فرماندهی و امامت آن اصلاحگر بزرگ جهانی و در پرتو دانش و عدالت او انجام وظیفه می‏نمایند. و با اجرای سیستم قضائی واحد، در کران تا کران گیتی به عدالت واقعی رسیده و عدالت اداری، اجتماعی و اقتصادی و قضائی بر جهان حاکم خواهد شد و ظلم و ستم و بیدادگری از دنیا رخت برخواهد بست. ان‏شاءالله.

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط مریم فتح اله زاده | 
از مجموعه مقالات ویژگی های جامعه مهدوی -شماره ۲

الف. اجرای کامل قوانین:

از جمله عواملی که در نیکبختی یا نگونبختی اصلاح، سازندگی، تباهی و انحطاط جامعه‏ها و تمدّن‏ها نقش سرنوشت سازی دارد؛ قوانین و مقرّرات حاکم بر جامعه و تمدّن در ابعاد گوناگون حیات، بویژه حکومت و سیاست و قضاوت است.

قوانین با همه انواع و اقسام آن، ابزارهای جهت دهنده و دستگاه‏های تربیت کننده‏ای هستند که جامعه را بسوی ارزشها یا ضدّ ارزشها جهت می‏دهند و بسوی نیکی و نیکبختی یا شرارت و نگونسازی سوق می‏دهند.

در این میان تنها قوانین و مقرّرات اسلام واقعی است که نیکبختی جامعه انسانی را در دنیا و آخرت تضمین می‏کند. قوانین اسلام، احکام و مقرّرات راستین خدا به جز در زمان پیامبر(ص) و امیر مؤمنان علی(ع) بطور کامل پیاده نشده، و فعلیّت همه آنها در عصر حضرت مهدی(عج) و جامعه مهدوی محقق خواهد شد. تمامی قوانین و مقرّرات بیگانه از اسلام و قرآن، در حکومت امام مهدی(عج) الغاء و دور ریخته می‏شود، و هرگز بدانها عمل نمی‏گردد و بجای آنها مقرّرات درخشان و زندگی‏ساز برخاسته از قرآن و شیوه راستین پیامبر(ص) امور مردم را تدبیر و شئون کشور را تنظیم و در کران تا کران جامعه‏ها همانگونه که شایسته و بایسته است، پیاده می‏شود. و در واقع هدف حضرت مهدی، همان هدف بعثت خاتم الانبیاء می‏باشد که در جامعه فعلی و قبل از جامعه مهدوی بواسطه فقدان شرائط و موانع خارجی تحقق نیافته و در جامعه مهدوی شرایط فراهم و موانع مرتفع خواهد شد.

در جامعه مهدوی قوانین و مقرّرات، احکام الهی که از طریق وحی به پیامبر ابلاغ شده است بدون اضافه یا کم کردن، اجراء خواهد شد. و مدینه فاضله راستین که از دیرباز ساختن آن ذهن متفکران و اندیشمندان را به خود مشغول کرده است عملی خواهد شد.

«حلال محمد(ص) حلال الی یوم القیامه و حرام محمد(ص) حرام الی یوم القیامه» قانون و دستورات حضرت مهدی(عج) همان قانونی است که پیامبر در مدینه و علی(ع) در کوفه به دنبال اجرای آن بودند. همان قانونی است که نمونه کامل شایسته سالاری در حکومت کوفه دیده

می‏شود. قانون عدالت و قضاوت آن گرامی در جامعه مهدوی بسان داوری نیاکان پاک و پاکیزه‏اش، عادلانه، انسانی و بر اساس قرآن و آئین نبوی و حقّ و عدالت است. چرا که شریعت نبوی، تا قیامت استمرار دارد، و آنچه در شریعت جدّش و نیاکانش مطرود است، تا روز رستاخیزِ بزرگ، مطرود خواهد بود. و آنچه در نظام مدینه و کوفه، اجرا می‏شد، در آرمان‏شهر مهدوی نیز اجرا خواهد شد و این همان چیزی است که از حدیث بالا فهمیده می‏شود.

قوانین حاکم بر نظام و اجتماع مهدوی، قوانین اسلام است که از طریق وحی بر پیامبر بزرگ اسلام اعلام شده است. همگان به خصوص هیئت حاکمه در این خط مستقیم با احساس مسئولیت و تعهّد قدم برمی‏دارند. سلیقه‏های شخصی یا گروهی خود را کنار گذاشته و به راست و چپ منحرف نشوند. چنانکه در حدیثی از پیامبر آمده است که می‏فرماید:

«بنده‏ای مؤمن نخواهد بود مگر اینکه هوی و خواست او تابع آنچه من آورده‏ام، باشد و از آن منحرف نشود»

جلوه‏های بسیاری از این احساس مسئولیت و اداره اجتماع، بر طبق شریعت اسلام در حکومت و زندگی پیامبر(ص) و علی(ع) دیده شده و امّا نمونه کامل آن در جامعه و دولت مهدوی بطور کامل، عملی خواهد شد.

+ نوشته شده در  ساعت   توسط مریم فتح اله زاده | 
مقدمه

عصر امام(ع) پس از ظهور و قیام جهانی‏اش، براستی از درخشان‏ترین و دوست‏داشتنی‏ترین و زیباترین عصرها برای جهان، از آغاز آفرینش جهان و انسان است. و کاملاً بجا و درست است که نام عصر ظهور و جامعه مهدوی را «عصر حاکمیت نور و دانش و بینش» به مفهوم واقعی آن نام گذاریم، نه روزگاری را که ما در آن زندگی می‏کنیم که براستی عصر تاریکی‏هایِ جهل، انحراف، فجایع بیداد و گمراهی که عصر نگون‏سازی و اسارت انسان است.

در جامعه مهدوی جهنّم زندگی، جای خود را به بهشت نیکبختی و سعادت می‏دهد و پژمردگی و افسردگی‏ها، جای خود را به طراوت و نشاط می‏سپارد و امن و امان در همه ابعاد زندگی جهان گستر می‏شود. فرشته عدالت بر سر بشریّت سایه می‏افکند و ظلم و ستم یکسره نابود می‏شود.

آری! اینها پرتویی از برکات نهضت آسمانی امام عصر(ع) و قیام اصلاح‏گرانه آن حضرت و دستاوردها و گامهای اصلاحی و طرح‏های عمرانی و فرهنگ پر ارج و پیاده شدن مقرّرات عدالت آفرین و انسان‏ساز خدا، به دست با کفایت مهدی موعود(ع) در جامعه مهدوی است.

این روند فاجعه بار است که مقدّمه و زمینه‏ای برای نهضت نجات بخش امام زمان(عج) و قیام جهانی او و تشکیل جامعه و دولت مهدوی برای گسترش عدل و داد و زدودن آثار نکبت بار ستم و بیداد می‏گردد. و از این رو زندگی انسانها که دارای ابعاد گوناگون و جلوه‏های متنوّعی است با دستان با کفایت اصلاحگر بزرگ جهانی، با طرح و برنامه ریزی، تدبیر امور و تنظیم شئون همه جانبه، اصلاح خواهد شد، و تشکیل جامعه مهدوی ره آورد شکوه‏بار و وصف‏ناپذیری خواهد داشت.

از انبوه روایات رسیده، این واقعیّت دریافت می‏گردد که در پرتو قیام و حکومت عادلانه او دگرگونی عظیم و تغییر ژرف و گسترده‏ای در سراسر گیتی رخ می‏دهد و چهره و محتوای زندگی در همه میدان‏ها و جلوه‏ها به صورت شکوهمندی تغییر می‏یابد. در این مقام، برخی از ابعاد زندگی

و شکوفایی و درخشندگی آن را در عصر حاکمیت آن اصلاحگر آسمانی و شاخصه‏های جامعه مهدوی را به صورت فشرده از نظر می‏گذرانیم.

+ نوشته شده در  ساعت   توسط مریم فتح اله زاده | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
سعی من در این وبلاگ نقد و بررسی حضور زن شیعه در جامعه مهدوی و جایگاه بالای زن برای زمینه سازی ظهور منجی و موعود حقیقی یعنی حضرت صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه الشریف ، همچنین معرفی سایت های نمونه در انتقال مفاهیم ناب شیعی و نقل گزیده مطالب مفید آنها در این وبلاگ می باشد .
« اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر و اجعلنا من خیر شیعته و اعوانه و انصاره و اجعلنا من المستشهدین بین یدیه »

پیوندهای روزانه
وبلاگ عشق دو عالم علی
وبلاگ قرآن
بی نام و نشانیم
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
آذر 1387
آبان 1387
شهریور 1387
تیر 1387
خرداد 1387
آرشیو موضوعی
معرفی پایگاههای اسلامی
اندیشه شیعه
سیره اهل بیت علیهم السلام
دعا برای سلامتی امام زمان
شاخصه‏ها و ویژگی‏های جامعه مهدوی
دکترین جامعه مهدوی
زن و جامعه مهدوی
پیوندها
پایگاه اطلاع رسانی امام علی ( علیه السلام )
پایگاه اطلاع رسانی رسول نور
پایگاه اطلاع رسانی حوزه نت
راهنمای پایگاه های اسلامی
پایگاه تخصصی مجلات علوم انسانی
راهنمای پایگاههای نبی اعظم
پایگاه اطلاع رسانی دفتر مقام معظم رهبری
راهنمای پایگاههای امام مهدی ( عج )
پایگاه اطلاع رسانی فاضلین نراقی
مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی
شبکه اطلاع رسانی نور
مجله ره آورد نور
سایت موسسه فرهنگی و اطلاع رسانی تبیان
سایت نوربنر (تخصصی بنرهای مناسبت های اسلامی و ملی)
چند خط به سبک امروز
سایت سازان بی سایت
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM