![]() |
![]() |
|
| زن و جامعه مهدوی |
|
وضعیت اجتماعی زن در آخرالزمان
الف - عدم امنیتبرای زنان: از انحرافات خطرناک که جامعه پیش از ظهور، به آن گرفتار میگردد، بیامنیتی خانوادگی و ناموسی است، این مساله آنچنان فراگیر میشود که کمتر کسی میتواند یا میخواهد از آن جلوگیری نماید . حضرت علی ( علیهالسلام) در این خصوص میفرمایند: «سفیانی در حالی که نیزهای در دست دارد، زنی باردار را دستگیر مینماید و به یکی از یارانش میگوید: به او تعدی نما و او سپس شکم زن را میدرد و جنینش را بیرون میآورد و هیچکس نمیتواند چنین وضعیت هولناکی را تغییر دهد» . روایات زیادی در این زمینه از معصومین ( علیهمالسلام) وارد گردیده است که حکایت از وضع تاسف بار و فاجعهانگیز امنیتی برای زنان دارد . ب: هبوط مسائل اخلاقی وانسانی در زنان: جامعه پیش از ظهور، جامعهای مملو از فساد و بیبند و باریهای اخلاقی است، کردارهای حیوانی گروهی انسان نما، آنچنان فراگیر میشود که حالت عادی به خود میگیرد . روایاتی که این وضع اخلاقی پیش از ظهور را بیان نمودهاند، بسیار زیاد است . محمدبن مسلم میگوید: «به امام باقر عرض کردم: قائم شما چه وقت ظهور خواهد کرد؟ امام فرمود: آنگاه که مردها خود را شبیه زنان نمایند و زنها شبیه مردان شوند، آن گاه که مردان به مردان اکتفا کنند و زنان به زنان .» و در حدیثی از امام صادق ( علیهالسلام) است که فرمودند: «در آن زمان، زنان را میبینی که از بذل خود به کفار هیچ واهمهای ندارند» . آری جهان به آن مرتبه از سقوط اخلاقی میرسد که انسانیتبرایش جز در اعمال حیوانی معنا پیدا نمیکند . ج: افزایش زنان بیسرپرست: در آخرالزمان، وضعیتبه گونهای است که بر اثر جنگهای پی در پی، تعداد مردان کاهش چشمگیری مییابد و به همین دلیل، زنان زیادی بیسرپرست میگردند و به دنبال کسی هستند تا سرپرستی ایشان را به عهده گیرد . رسول خدا (صلیالله علیهو آله) میفرمایند: «قیامتبرپا نمیشود، مگر این که، برای پنجاه زن یک سرپرستباشد» . و در حدیث دیگری میفرمایند: «زمانی فرا رسد که پنجاه زن، با یک مرد روبه رو شده، یکی میگوید: ای بنده خدا مرا بخر، و دیگری میگوید به من پناه ده» .
در دنیای کنونی، زن در اجتماع از موقعیتخاصی برخوردار است . امروز زنان توانستهاند تا حدی توانائیهای خود را در عرصههای مختلف به اثبات رسانند و به موفقیتهای بسیاری نائل گردند . اما مطلب مهم این که، با وجود ویژگیها و توانائیهای بارز در زنان، هنوز نیز درصد قابل توجهی از آنان، از تبعیض، بیامنیتی، بیعدالتیهای اجتماعی و ... رنج میبرند . زنان امروز با نام آزادی و تساوی حقوق زن و مرد در مرداب فساد اخلاقی و جنسی گرفتار شدهاند . رشد الکلیسم در میان زنان غربی، مبتلا شدن به ایدز و در نتیجه مرگ بر اثر آن، قاچاق زن جهت روسپیگری، همجنسگرایی، سقط جنین، فرزندان نامشروع، متلاشی شدن خانوادهها و ... رهآورد این تفکر غلط بر جامعه غرب و بعضی کشورهای در حال توسعه است . در بسیاری از کشورهای به اصطلاح متمدن، زنان از طریق خود فروشی امرار معاش مینمایند . در آمریکا سالانه بیش از 900 دختر زیر 15 سال، فرزند نامشروع خود را سقط میکنند; هر چند در سالهای اخیر، این دختران، ترجیح میدهند فرزند خود را نگه دارند . بنابراین با مقایسه اخباری که در مورد زن آخرالزمان به ما رسیده، و وضعیت کنونی زن از حیث اجتماعی و اخلاقی، بین زن امروز و زن آخر الزمان شباهتبسیاری دیده میشود . اما این نکته را هم نباید از نظر دور داشت که نمیتوان فساد اخلاقی را برای تمام زنان تعمیم داد; زیرا در آن زمان، زنان آگاه، عفیف و با ایمانی نیز وجود دارند که از اوضاع بد آن زمان متاثرند . اما وضع عمومی به شکل دیگری است . منبع : مجله یاس آبان 1382، شماره 8 |
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط مریم فتح اله زاده |
|
|
وضعیت اقتصادی زنان در آخرالزمان
یکی از مهمترین مشکلاتی که بشر در آخرالزمان با آن سخت دستبه گریبان است، مسائل و مشکلات اقتصادی است . نابسامانی عظیم اقتصادی در سر تا سر جهان بوقوع میپیوندد و زنان از این واقعه شوم نه تنها در امان نخواهند ماند، بلکه بیشترین ضربه را خواهند خورد . عمق فاجعه به حدی است که گروهی مجبور میشوند، برای گریز از قحطی و گرسنگی، زنان و دختران خویش را برای خوراک اندکی معامله نمایند . امام صادق ( علیهالسلام) در بیان نشانههای ظهور در این زمینه میفرمایند: «بعضی از مردان از راه فساد زنان خود ارتزاق میکنند .» علاوه بر این اعمال قبیح، دنیا شاهد هجوم زنان بسوی کارخانهها، ادارات و صحنه تجارت و بازار خواهد بود و این به دلیل رویکرد مادیگری در جامعه و میل به زرق و برق دنیا میباشد . حضرت علی ( علیهالسلام) میفرمایند: «در آخرالزمان، زنان به خاطر حرص به دنیا، در کسب و کار همسران خود شرکت مینمایند .» بنابراین زن در آخرالزمان، به موجودی تبدیل خواهد شد که برای به دست آوردن لقمه نانی، تن به هر نوع کاری میدهد و زنانی که باید دامان پر مهرشان، جایگاه پرورش انسانیتباشد و در کنار مردانی پاکدامن مایه آرامش باشند، در دام گسترده شهوات حیوانی و منافع اقتصادی مردان ناپاک و سودجو قرار میگیرد و بدین ترتیب واقعه تلخ هبوط نفس انسانی در زنان رقم خواهد خورد .
امروزه بحث گستردهای که در تعداد زیادی از کشورهای توسعه یافته و در حال توسعه مطرح است، «زنانه شدن فقر» میباشد و این بدان معنی است که در دنیا اکثر افراد فقیر را زنان تشکیل میدهند و به همین دلیل، امروزه زنان جهان برای برطرف کردن نیازمندیهای مادی خویش، در زیر پرچم شوم تساوی حقوق زن و مرد، کارهای سنگین مردانه را انجام میدهند یا منحرف گردیده، برای رفع احتیاجات مادی، خود را در معرض تعرض مردان ناپاک قرار میدهند . در آمریکا، طبق برخی آمارهای موجود، تقریبا در 53% خانوادهها زن و مرد هر دو شاغلند و زنان هم دوش مردان در اقتصاد نقش ایفا میکنند . این در حالی است که اختلاف درآمد هفتگی زنان و مردان در این کشور، به گونهای است که مردان حدود 4/65% و زنان حدود 6/34% از درآمدها را به خود جذب میکنند . در بسیاری از کشورهای غربی و در حال توسعه نیز وضع بدین منوال است و نشان از تبعیض در محیط کار بین زن و مرد دارد . اینک با توجه به وضع تاسفبار اقتصادی زنان، در عصر کنونی، آیا میتوان آنان را زن آخرالزمان نامید؟ در جواب باید گفت: مطابق آنچه در روایات نیز آمده، زنان بسیاری در عصر حاضر، در عرصه اقتصادی مشغول به کارند، و در بسیاری از کشورها به خصوص کشورهای به اصطلاح متمدن، زنان از راه فساد و فحشا امرار معاش میکنند، اما این مساله هنوز فراگیر نشده است; لیکن این نکته را هم نباید از نظر دور داشت که در هر زمان، احتمال ظهور حضرتش میرود، هر چند برخی از علائم به صورت عمومی صورت نپذیرد . لذا شاید بتوان زنان عصر حاضر را زنان عصر ظهور نامید . |
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط مریم فتح اله زاده |
|
|
در دنیایی که هر روز بسوی ترقی گام بر داشته و زندگی ماشینی روح و جان انسانها را تسخیر کرده است، مسائل سیاسی، اجتماعی، اقتصادی نیز رنگ و بوی تازهای به خود میگیرد و جهان به سوی آخرالزمان پیش میرود . زنان که نیمی از جامعه بشری را شامل میشوند، هر روز شاهد تحولی نو، در روابط خود در عرصههای گوناگون هستند و نقش آنان در سیاست، اقتصاد و اجتماع بر کسی پوشیده نیست; لذا در این قسمت، نقش زن را در هر یک از این امور در آخرالزمان و در نتیجه، در عصر حاضر، بررسی مینماییم .
یکی از مسائلی که در حکومتهای آخر الزمان مطرح است، سلطه و نفوذ زنان در امور سیاسی میباشد که این تسلط را به دو گونه میتوان تقسیم نمود: 1 - زنان بطور مستقیم بر مردم فرمانروایی کرده و رهبری یا ریاست کشور را به دست میگیرند . 2 - زنان با استفاده از نیروی خارق العاده خویش، فرمانروایان و سران کشور را به زیر سلطه خود میبرند تا آنان طبق نظر و عقیده آنها عمل نمایند . اخباری که از معصومین ( علیهمالسلام) وارد گردیده، بر رشد و تسلط زنان بر امور سیاسی و ... در آخر الزمان اشاره دارد . حضرت علی ( علیهالسلام) در این زمینه میفرمایند: «زمانی خواهد آمد که افراد فاسد و زناکار به ناز و نعمت رسند و انسانهای با انصاف ضعیف میشوند . پرسیدند که این دوره چه وقتخواهد بود؟ فرمود: آن گاه که زنان و کنیزان بر امور مردم مسلط شوند و خردسالان به فرمانروایی رسند .» همچنین امام صادق ( علیهالسلام) طی حدیثی طولانی که به بیان نشانههای ظهور پرداختهاند، در این مورد میفرمایند: «... (در آن زمان) زنان بر ملک تسلط مییابند و بر هر امری استیلا پیدا میکنند، و زنان را میبینی که بسان مردان، مجالس (کنفرانس) راه میاندازند .» آری جهان در آخرالزمان، با رشد بیرویه نهضتهای زنانه که برای اعتراض به پامال شدن حقوقشان صورت میگیرد، روبه رو خواهد شد و در انتها، تاریخ جهان شاهد تجربهای جدید در عالم حکمرانی و سیاستخواهد بود . اما مطلب مهمی که نباید از نظر دور داشت، این است که طبق دستهای از روایات، در آخرالزمان، تعداد مردان کاهش چشمگیری مییابد و شاید به همین دلیل باشد که زنان در اکثر امور بر مسند قدرت خواهند نشست . رسول خدا (صلیالله علیهو آله) در این زمینه میفرمایند: «از نشانههای آخرالزمان این است که برای هر پنجاه زن، یک رپرستخواهد بود و این در حالی است که زنان زیاد و مردان کم گردند .» و شاید این وضع در اثر افزایش تلفات جانی مردان در اثر برپایی جنگهای پی در پی و طولانی باشد . بهر حال، آنچه مسلم است در آخرالزمان، زنان حکومت را به دستخواهند گرفت و پس از قرون متمادی، جامعه بشری از مرد سالاری به سوی زن سالاری سوق داده خواهد شد .
پس از جنگ دوم جهانی، زنان توانستهاند به تدریج وارد نهادهای سیاسی شوند، که این نهادها، اعم از دولتی و غیر دولتی میباشد . امروزه در بسیاری از کشورها، ندای حمایت از زنان و تساوی حقوق سیاسی، فرهنگی، اجتماعی آنان با مردان بلند است، اما این که واقعا در عمل این مساله به چه میزان انجام میگیرد، مطلب دیگری است . اما طی کنوانسیونها، اعلامیهها و قطعنامههایی که از سوی سازمان ملل یا سازمانهای غیردولتی انتشار یافته است، زنان حق دارند در پستهای مهم دولتی و غیر دولتی مشغول بکار شوند و در عرصه سیاستحضور فعال داشته باشند . البته از نیمه دوم قرن بیستم به این سو، زنان بسیاری در صحنه سیاست ظاهر گردیدند و به اشغال کرسیهای مهم دولتی پرداختند که مهمترین این پستها ریاست جمهوری و نخست وزیری بوده است . مطالعه آمارها نشان میدهد که در یکی دو دهه اخیر، زنان در کشورهایی چون انگلیس، فرانسه، آمریکا، اسرائیل، ایسلند، فیلیپین، ایرلند، ترکیه، پاکستان و ... نقشهای مهم سیاسی داشتهاند . و امروز، زنان در کشورهایی چون نروژ، دانمارک و فنلاند حتی در برخی موارد، بیش از 40 درصد مناصب را در اختیار دارند . هر چند در عصر حاضر، شاهد حضور گسترده زنان در صحنههای مختلف سیاسی و غیر سیاسی هستیم، لیکن زنان، خود، خواهان حضور فعالتر در پستهای کلیدی و مهم دولتی میباشند و به در حاشیه قرار گرفتن خود در قدرت معترضند . با توجه به بررسی آمارهای مشارکتسیاسی زنان، در آمریکا، زنان بطور معمول حدود 52 درصد رای دهندگان را شامل میشوند با این وجود، درصد کمی از کرسیهای کنگره و سنا را در اختیار دارند و در کابینه نیز حضور چندان قابل توجهی ندارند . در بیشتر کشورهای در حال توسعه نیز زنان نقش کمتری در سیاست دارند، اما آنچه مسلم است، زنان در اکثر کشورها کم و بیش در امر سیاست دخالت دارند و در این حال، این سؤال مطرح است که آیا زنان عصر کنونی، همان زنان عصر قریب به ظهورند که در روایات از آنان یاد شده است، یا خیر؟ جواب این سؤال قدری مشکل است و این نشات گرفته از پیچیدگیهای روابط سیاسی و حکومتی میباشد . بنابراین با توجه به میزان شرکت زنان عصر حاضر در عرصه سیاست و حکومت، بطور قطع نمیتوان گفت که زنان عصر کنونی، همان زنان آخر الزمانند، چرا که احتمال میرود در آینده، زنان دخالت و تسلط بیشتری در حکومتها داشته باشند، اما به یقین نیز نمیتوان آنان را زنان آخرالزمان نام ننهاد; زیرا زنان در بعضی کشورهای آمریکایی، اروپایی، آسیایی، سمتهای بالای سیاسی را دارا هستند و در حکومت نقش چشمگیری دارند . |
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط مریم فتح اله زاده |
|
|
ابتدا در معرفی زن منتظر باید گفت که زن منتظر همان زن مسلمان و با ایمانی است که حقیقت اسلام را به خوبی دریافته است و با جان و دل دستورات آن را فرا گرفته و به آنها عمل نموده است . زن منتظر، بانویی است که ویژگیهای یک زن مسلمان متدین و عفیف را داراست و در عین حال، با تمام وجود، با معرفت و اعتقاد کامل، انتظار فرج را دارد . زن منتظر برای تحقق امر ظهور باید تحولی اساسی در فرهنگ بوجود آورد و با رشد ایمان و معنویت در خود، تبلیغات مسموم طاغوتیان را خنثی نماید، تا افتخار و لیاقت پرچمداری و یاریگری امام عصر ( علیهالسلام) را پیدا کند; چرا که تحول و انقلاب عظیم مهدوی جز با همکاری زنان صورت نخواهد پذیرفت .
زن مسلمان، در مقام انتظار، باید با ارائه الگوی برتر از یک زن کامل، ارشادگر سایر زنان گردد، تا دنیا شاهد قدرت عظیم فرهنگی و دینی زنان باشد و همگان بدانند همچنان که زنانی در سقوط پرچمدار هبوط نفس انسانیاند، در معنویت نیز بانوانی مؤمن و با استقامت پاسداری از دین را به عهده داشته و با پرورش فرزندانی که یاور انقلاب مهدویاند، زمینه را برای تحولی بزرگ و جهانی فراهم میآورند . لذا زن منتظر با خودسازی و تهذیب نفس، به تربیت فرزندان خود همت میگمارد و با تفهیم فرهنگ انتظار به آنان، آگاهیهای لازم در خصوص انتظار و ظهور حضرت حجت ( علیهالسلام) را به ایشان میآموزد تا یاورانی پاک و شجاع برای یاری بقیةالله الاعظم ( علیهالسلام) بپروراند . همچنین زن با ایمان و منتظر با پیشه ساختن عفت و حجاب، ضمن تامین سلامت جامعه سعی میکند به چنان درجهای از تعالی و تکامل نایل آید که افتخار منتظر حقیقی بودن را داشته باشد و با اثبات این مطلب که با اتصال به راه ولایت و با پیروی از فاطمه زهرا که خود تجسم عینی عفت و حجاب بود، به خود باوری و تعهد رسیده، و با انتخاب ظاهری پاک و معنوی علاوه بر باطنی مطهر و روحانی، بسان سربازی وفادار و متعهد، آمادگی خویش را در جهتشرکت در انقلاب عظیم مهدوی اعلام مینماید . علاوه بر آن، زن منتظر در صحنه عمل، به اوامر الهی، به دیگر سازی نیز میپردازد . لذا در عصر کنونی، که هر روز شاهد تبلیغ فرهنگ نادرست غرب در جوامع اسلامی هستیم و شاهد زنانی بدحجاب با قیافهای بزک کرده که آگاهانه یا از روی نادانی، به ترویج و اشاعه فرهنگ مبتذل و منحط بیگانه میپردازند و در ملاعام ظاهر گشته و جوانان را به سوی پرتگاههای سقوط و تباهی میکشند، بر زنان مؤمن منتظر است که با پرداختن به امر به معروف و نهی از منکر از فساد جامعه جلوگیری نمایند . زنان فرزانه و اندیشمند جامعه اسلامی باید با ترویج و تبلیغ هر چه بیشتر دین، خودباوری و معنویت را در بین سایر زنان تقویت نمایند و به آنان تفهیم کنند، که مادامی که قلب و روح را از انواع گناهان پاک نسازند و ظاهر خویش را نیز مطابق به فرامین الهی درست ننمایند، لیاقتیاریگری و عنایتحضرت ولی عصر (عج) از ایشان سلب خواهد شد و هر روز بلکه هر لحظه بر فاصله آنان با جان عالم خلقت، مهدی موعود (عج)، افزوده خواهد شد . لذا دستیافتن به فیض عظیم یاوری و دیدار روی دوست، تهذیب نفس و خود سازی و دیگر سازی میطلبد . |
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط مریم فتح اله زاده |
|
|
دیگر گروه از یاوران حضرت حجت ( علیهالسلام) از زنانی هستند که خداوند به برکت ظهور امام زمان ( علیهالسلام) آنها را زنده خواهد کرد و بار دیگر به دنیا رجعتخواهند نمود .
رجعت در لغتبه معنای باز گشت و در اصطلاح عبارت است از بازگشت عدهای از مؤمنان خالص و حقیقی و بعضی از منافقان و کافران حقیقی به این دنیا بعد از مرگشان و قبل از قیام قیامت . رجعت جزو اعتقادات و ضروریات مذهب شیعه میباشد و آیات قرآنی و روایات معصومین ( علیهالسلام) این حقیقت را به صورت روشن و شفاف بیان کردهاند . دانشمند عالیقدر، سید مرتضی علمالهدی در مورد رجعت میفرماید: «عقیده شیعه امامیه آنست که خداوند، هنگام ظهور امام زمان (عج) قومی از شیعیان را که پیش از قیام آن حضرت از دنیا رفتهاند باز میگرداند تا او را کمک و یاری رسانند و دولت کریمه او را مشاهده نمایند . همچنین گروهی از دشمنان حضرتش را زنده میکند تا از ایشان انتقام بگیرد و آنان ظهور حق را بنگرند و ذلیل و خوار گردند» . آری، روزی فرا خواهد رسید که جمعی از مؤمنان به اذن الهی سر از خاک بر خواهند تافت تا در رکاب مولایشان قرار گرفته در راه استقرار حکومت مهدوی با مشرکان و منافقان به ستیز بپردازند . در این میان، افتخار رجعتبه هنگام ظهور امام زمان ( علیهالسلام) نصیب عدهای از زنان مؤمنه و فداکار نیز خواهد شد . این زنان دو دستهاند: برخی با نام و نشان، از زنده شدنشان در روایات خبر داده شد و برخی دیگر فقط از آمدنشان سخن به میان آمده است . الف: در منابع معتبر اسلامی، نام تعدادی زن وجود دارد که به هنگام ظهور قائم آل محمد (صلیالله علیهو آله) زنده خواهند شد و یاریگر حضرت خواهند بود . در روایتی که مفضل بن عمر از امام صادق نقل کرده نام تعدادی زن آورده شده که جزو همان 313 نفرند و آنان عبارتند از: «قنواء دختر رشید، ام ایمن، حبابه والبیه، سمیه مادر عمار یاسر، زبیده، امخالد احمسیه، امسعید حنفیه، صیانه ماشطه، امخالد جهنیه» . در کتاب «منتخب البصائر» از دو زن به نامهای «وتیره» و «احبشیه» نام برده شده است . و در کتاب خصایص فاطمیه از زنی به نام «نسیبه» دختر کعب مازینه یاد شده است که به هنگام ظهور امام مهدی (عج) به دنیا رجعتخواهند نمود تا به مولای خود یاری برسانند . در این قسمتبه معرفی اجمالی برخی از این بانوان میپردازیم: «صیانه ماشطه» در زمان حضرت موسی ( علیهالسلام) میزیسته است . او همسر حزقیل پسر عموی فرعون و آرایشگر دختر فرعون بوده است که ایمان خود به حضرت موسی ( علیهالسلام) را پنهان میکردند . وقتی فرعون از ایمان او آگاه شد او و فرزندانش را در تنور سوزاند . خداوند در اثر صبر و فداکاری آن زن، او را در دولت مهدی زنده میگرداند تا هم به آن حضرت خدمت نماید و هم انتقام خویش را بازستاند . «زبیده» ، همسر هارونالرشید و از شیعیان بود . هنگامی که هارون از عقیده او آگاه گشتسوگند یاد کرد او را طلاق دهد، و او صد کنیز داشت که همگی حافظ قرآن بودند . او خدمات بسیار زیادی برای شیعه انجام داد . «سمیه مادر عمار یاسر» ، هفتمین نفری بود که به اسلام گروید، و شکنجههای فراوانی را تحمل کرد . پیامبر (صلیالله علیهو آله) درباره خاندان یاسر فرمود: ای خاندان یاسر صبر کنید که وعدگاه شما بهشت است . او اولین زن شهید در اسلام است . «ام ایمن» ، از زنان پرهیزگار و خدمتگزار پیامبر (صلیالله علیهو آله) بود . او در کنار زنان مجاهد در جبهه جنگ به مداوای مجروحان میپرداخت و در ماجرای فدک، حضرت زهرا ( علیهالسلام) او را به عنوان شاهد معرفی کرد . «حبابه والبیه» ، از زنان والامقامی است که دوره زندگی هشت امام معصوم را درک نموده است . در دو نوبتبه وسیله امام زین العابدین و امام رضا ( علیهالسلام) جوانی به او بازگشت، و اوست که هشت امام معصوم ( علیهالسلام) بر سنگی که به همراه داشت، با خاتم خود، نقش بستند . بانوان دیگر نیز همه جزو مجاهدان راه خدا بودند . ایشان دلسوختگانی بودند که با رشادتهای فراوان، ثابت کردند که میتوانند گوشهای از بار سنگین حکومت جهانی مهدی (عج) را بر دوش گیرند . آنان، به آن درجه از اخلاص و ایمان رسیدهاند که افتخار رجعت و یاریگری امام عصر (عج) را پیدا کردهاند و این افتخاری استبس بزرگ . ب: دسته دوم از زنان رجعت کننده، بانوانی هستند که فقط از زنده شدنشان سخن به میان آمده است و آنان زنان منتظری میباشند که آرزوی درک دولتحقه امام مهدی (عج) را در دل داشتهاند و با این آرزو از دنیا رحلت نمودهاند . به هنگام ظهور بقیةالله (عج) فرشتگان به ایشان ندا میدهند که امام تو ظهور کرده است اگر مایلی میتوانی رجعت کرده به دنیا باز گردی، سپس به اراده پروردگار زنده خواهند شد . بدین ترتیب، بانوان منتظر و با ایمان که با اعتقاد کامل، آرزوی فرج امام زمان را داشتهاند، به دنیا باز میگردند تا شاهد تحقق وعدههای الهی باشند، حکومت عدل الهی را درک کنند و به یاری امامشان برخیزند . «بار خدایا! ما را در زمره ایشان قرار ده» |
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط مریم فتح اله زاده |
|
|
در اینجا شبههای که ممکن است ایجاد شود این میباشد که در بین روایاتی که درباره یاران حضرت ولی عصر، وارد شده و آنان را با نام معرفی کردهاند، از زنان، اسمی برده نشده است و تنها حدیثی که درباره آنها آمده روایت امام محمد باقر است که فرمودند: «سیصد و اندی مردمی میآیند که پنجاه تن از ایشان زنانند» .
بنابراین این روایات با حدیثبالا منافات دارند . مگر این که، این را نیز قبول نماییم که زنانی که جزو یاران حضرت هستند به غیر از اصحاب خاص ایشانند که در بیعت اول با آن حضرت همراهند . نویسنده شهیر، کامل سلیمان، نیز همین نظر را قبول میکند و میفرماید: «در احادیث مربوط به یاران حضرت ولی عصر، صحبت از زن، به جز حدیث امام محمد باقر، نشده است، چون در جنگهای اسلامی از طبقه بانوان جز برای خدماتی در سطح پانسمان استفاده نمیشود، چنانکه در مورد جنگهای حضرت ولی عصر نیز روایتی از امام صادق آمده است: «سیزده زن همراه قائم خواهند بود که مجروحین را مداوا کنند و از بیماران پرستاری نمایند» ، این حدیثخیلی نزدیک به ذهن است که در غالب اوقات برای معالجه مجروحین از زنها استفاده میشود . ولی آنچه مسلم است در بیعت اولی هیچ زنی شرکت نمیکند و از ظهور آن حضرت آگاه نمیشوند، مگر بعد از آن که یاران حضرت بقیةالله در مکه گرد آمده و با او بیعت کنند و ظهور آن حضرت را اعلام نمایند» . جواب: در ابتدا باید خاطرنشان ساخت که، روایتی که از امام محمد باقر ( علیهالسلام) نقل گردیده، روایت معتبری است و هیچ عالم و دانشمند و محدثی آن را رد ننموده و در سند آن اشکال نکرده استبلکه در اکثر کتب حدیثی وقتی درباره امام زمان ( علیهالسلام) و یارانش بحث گردیده، این روایت نیز آمده است . دوم اینکه این روایت، تنها روایتی نیست که در این مورد وجود دارد بلکه احادیث دیگری که مفضل بن عمر از امام صادق ( علیهالسلام) نقل کرده و یا حدیثی که امسلمه از رسول خدا (صلیالله علیهو آله) روایت نموده و سایر احادیث که در ابتدای بحثبیان گردیده; همه نشان دهنده این مطلب است که مساله وجود زنانی پاک و کمال یافته در صف یاران ولی عصر (عج) از امور مسلم و قطعی است . مطلب دیگر آنکه اگر در روایاتی، اسامی مردان یاور امام ( علیهالسلام) ذکر گردیده در یک روایت از امام صادق ( علیهالسلام) نیز نام تعدادی زن برده شده است که جزء یاران امام مهدی ( علیهالسلام) میباشند . از مفضل بن عمر نقل گردیده که امام صادق ( علیهالسلام) فرمودند: «همراه حضرت قائم سیزده زن هستند . گفتم آنها را برای چه کاری میخواهد؟ فرمود: به مداوای مجروحان پرداخته و از بیماران پرستاری مینمایند . گفتم: آنان کیانند؟ فرمود: قنوا دختر رشید، امایمن، حبابه والبیه، سمیه مادر عمار یاسر، زبیده، امخالداحمسیه، ام سعیدحنفیه، صیانه ماشطه، امخالدجهنیه» . نکته دیگر اینکه، با وجود تمام احترامی که به دانشمند توانا جناب آقای کامل سلیمان داریم، در جواب نظر ایشان باید گفت: اولا طبق مدارکی که در دست هست، در جنگهای اسلامی، بانوان، علاوه بر پانسمان مجروحین، کارهای مهم دیگری نیز انجام میدادهاند که از آن جمله، شرکت در جنگ های دفاعی، تشویق رزمندگان اسلام برای نبرد، تهیه دارو، تعمیر تجهیزات و ... بوده است . به علاوه، این امور در جای خود از اهمیتبسیار فراوانی برخوردار بوده است و اگر نبودند زنانی با شهامت و با اخلاص، قطعا اسلام به رشد و شکوفایی نمیرسد . درست است که زن بنابر خلقت لطیف و روحیه حساسی که دارد نمیتواند و معاف است که در جنگ شرکت نماید، اما اولا در شرایط استثنایی زنان زیادی در عرصه نبرد حق علیه باطل جنگیدهاند . ثانیا قیام حضرت صاحب الامر ( علیهالسلام) تنها به جنگ و نبرد با اسلحه علیه دشمن نخواهد بود بلکه قیام حضرت با توجه به جهانی بودن، عرصههای مختلفی را شامل میشود که زنان میتوانند در هر کدام از این عرصهها حضور فعال داشته باشند . مطلب دیگر اینکه به طور قطعی نمیتوان گفت که زنان در بیعت اولی شرکت ندارند زیرا طبق روایات، یاران امام 313 نفرند که در مکه کنار خانه خدا گرد هم آیند و در بعضی روایات مانند روایت امام محمد باقر ( علیهالسلام) و ... از حضور زنان در ردیف اولین یاران امام زمان و کادر اولیه قیام یاد گردیده است . لذا حضور زنان در کادر اول انقلاب مهدی امر بعید و یا غیر ممکن نیست، بلکه باتوجه به روایات ممکن و حتی مسلم است . |
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط مریم فتح اله زاده |
|
|
اولین گروه از زنانی که به محضر امام زمان (عج) میشتابند آنهایند که در آن ایام زندگی میکنند . آنان همانند دیگر یاران امام، به هنگام ظهور در حرم امن الهی به خدمتحضرت میرسند و آمادگی خویش را برای یاری امامشان اعلام میدارند .
امسلمه، همسر گرامی پیامبر اسلام (صلیالله علیهو آله)، از رسول مکرم روایت کرده است که فرمود: «پناه برنده (مهدی (عج)) به حرم پناهنده میشود، پس مردم به سوی او جمع میگردند مانند پرندگانی که دور آب گردآیند در حالی که قبلا متفرق بودهاند آنان 314 نفر هستند که در بین آنان زنانی وجود دارند، پس ایشان بر هر ظلم و ظالم زادهای پیروز خواهند شد» . در روایت دیگری از امام محمد باقر است که فرمودند: «به خدا سوگند سیصد و اندی نفر میآیند که پنجاه تن ایشان زنانند که بدون هیچ قرار قبلی در مکه گرد آیند و این است معنای آیه شریفه «اینما تکونوا یات بکم الله جمیعا ...» . آری، آنگاه که منادی، مژده ظهور مولا را به گوش جهانیان برساند، یاران حقیقی امام عصر (عج) از گوشه و کنار جهان، به خواست پروردگار، در کنار کعبه گرد هم آیند و به هر فرمان رهبر قیام، شکوه دوباره اسلام را رقم زنند . ایشان نخبگانی هستند که در امتحانات الهی سربلند بوده و لیاقتخویش را برای یاری امام زمان (عج) به اثبات رسانیدهاند . در این میان، زنان با ایمان و اخلاص نیز همدوش سایر یاران امام با تاسی از مقتدای خویش، در تحول عظیم مهدوی شرکتخواهند جست و این را ابتخواهند نمود که در رسیدن به قرب الهی، زن و مرد هر دو یکسانند . نکته مهم و قابل توجه اینکه علاوه بر زنانی که یاریگر امام عصر (عج) هستند زنان مومنهای نیز در آن زمان یافت میشوند که هر چند خود توانایی حضور در قیام امام زمان را ندارند اما مشوق پدران، برادران، همسران، و فرزندان خویش برای شرکت در قیام خواهند بود . و این خود نقشی استبس بزرگ در یاری رساندن به امام عصر (عج) و جهادی دیگر برای غلبه حق بر باطل . امام باقر ( علیهالسلام) در این زمینه می فرمایند: «هنگامی که جبرئیل به اسم قائم و نام پدرش ندا میدهد، زنان محجبه این ندا را در مییابند و پدران و برادران خود را برای حضور در قیام تشویق مینمایند» . |
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط مریم فتح اله زاده |
|
|
حکومت عدل الهی با هدایت منجی بشریت، با یاری سیصد و اندی اصحاب خاص (به عنوان کارگزاران تشکیل حکومت) در جهان برقرار میگردد . این سازمان حکومتی از عناصر مختلفی تشکیل گردیده است که در این مشارکت، زنان نیز به سان مردان سهیماند . امام باقر ( علیهالسلام) میفرمایند: «به خدا سوگند سیصد و اندی نفر خواهند آمد و پنجاه زن در میان آنان است» . مفضل بن عمر میگوید: امام صادق ( علیهالسلام) فرمودند: «همراه حضرت قائم، سیزده زن هست . عرض کردم، آنان چه نقشی خواهند داشت؟ فرمودند: زخمیها را مداوا میکنند و از بیماران پرستاری مینمایند . آنچنان که همراه رسول خدا (صلیالله علیهو آله) بودند» .
روایات دیگر هم وجود دارند که تعداد زنان را چهارصد زن، و برخی، تعداد آنان را 7800 نفر معرفی میکند . دسته دیگری از روایات نیز وجود دارد که تنها به همراه بودن زنان با حضرتش اکتفا کرده و تعدادشان را ذکر نکرده است . اما چیزی که مسلم استحضور زنان در این تحول عظیم میباشد و بدین ترتیب بانوان مسلمان با پیروی از مادر ائمه، حضرت زهرا ( علیهاالسلام) در کنار لشگریان فرزندش، مهدی موعود، قرار خواهند گرفت و این لطفی است که خداوند به وجود مقدس فاطمه زهرا ( علیهاالسلام) در زمان ظهور، به زن عنایت کرده است . اما در یک تقسیمبندی کلی، این یاوران امام ( علیهالسلام) را میتوان به دو گروه تقسیم کرد: 1 - زنانی که در همان دوران قیام حضرت مهدی (عج) زندگی میکنند و به هنگام ظهور آن حضرت در شمار یاران ایشان قرار خواهند گرفت; 2 - بانوانی که قبل از ظهور مولایشان از دنیا رفتهاند و این لیاقت را دارند که در رکاب بقیة الله الاعظم باشند و به هنگام قیام حضرت، به دنیا رجعتخواهند نمود . این زنان; یا با لیاقتها و شایستگیهایی که در زمانهای قبل در دفاع از حریم دین به اثبات رساندهاند، جزو یاران حضرت قرار میگیرند، یا اینکه انتظار فرج امام را داشته و با این آرزو از دنیا رحلت کردهاند، که به گاه ظهور به دنیا باز خواهند گشت و به یاری امام خویش خواهند شتافت . |
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط مریم فتح اله زاده |
|
|
سطح فکر و اندیشه جامعه در هنگام ظهور چگونه است؟
جواب : در عصر ظهور بشریت به نقطهای میرسد که علم در آن جامعه کمال پیدا میکند و اقتدار بشر رشد مییابد و حتی اقتدار در معیشت و بهرهوری و تمتّع بشر رشد پیدا میکند. انسانی که تحت ولایت ولی خداست، دیگر ذائقه او ذائقه مادی نیست تا دنبال توسعه ابتهاج در دنیا باشد؛ بلکه او به دنبال قرب و کامجویی معنوی در جهان است و حتی معیشت او نیز بستر معنویت و ابتهاج معنوی میشود. بنابراین ما اگر در آن عصر مناسبات پیچیدهای داشته باشیم که حاکم بر معیشت بشر باشد، همه آهنگ ابتهاجات معنوی دارد. آن چه مسلم است، این است که در آن عصر، حرکت به سمت توسعه ابتهاجات مادی نیست؛ البته نه این که رفاه مادی شکل نمیگیرد؛ بلکه مفهوم رفاه و تلقی بشر از رفاه تغییر مییابد و رفاه را به معنی راحتی و تنپروری نمیدانند. مسیری که انسان را در عبودیت خدای متعال همراهی میکند و بندگی در آن آسان میشود. این، نوعی دیگر از رفاه است که موءمن به راحتی میتواند به ذائقه معنوی خودش برسد و قرب را تلقی کند. بنابراین، با تحقق چنین چیزی؛ تمدن، ماهیت جدیدی پیدا میکند که این ماهیت تمدن کنونی و این پیچیدگیها در آن نیست؛ اما آیا واقعاً تمدن عصر ظهور، تمدنی بسیط وساده است یا تمدنی پیچیده؟ به گمان من اطلاعات بشر در آن دوره، اعم از اطلاعات عقلی، حسی و روحی است؛ یعنی بشر به اسماء باطنی و کلمات باطنی را ه پیدا میکند و آن چه که به عنوان اسماء باطنی به حساب میآیند و در اختیار اولیای خداست، به خاطر ارتقای معنویت، در جامعه مهدوی در اختیار عموم شیعیان قرار میگیرد. همان گونه که ما الان به یک نظام اطلاعات حسی و تجربی دست یافتهایم، در آن زمان نیز نظامی از اطلاعات باطنی پیدا میشود که همه انسانها واجد همه آن اطلاعات نیستند؛ ولی جامعه بشری واجد همه آن اطلاعات است و به تبع آن کارآیی فوقالعادهای هم پیدا میکند؛ همان گونه که در بهشت که مرتبه کامل تحقق ولایت ولی خداست، موءمنان اقتدار خاصی پیدا میکنند؛ «لهم فیها ما یشاوءون» و در واقع مشیت آنها برای دستیابی به مطلوبیتهایشان کافی است. بنابراین، چنین اراده مهیمن و مسلطی تحت ولایت ولی خدا پیدا میکنند؛ البته این در شرایطی است که «مشیّت» هم شکل گرفته است و دیگر تحت هوی عمل نمیکنند. دست یابی به آن لایههای اقتدار برای کسانی ممکن است که اراده آنها آهنگ عبودیت و بندگی دارد والّا آن حقایق باطنی در اختیار همه قرار نمیگیرد. بنابراین، بیتردید انسانها تحت ولایت ولی خدا به نقطههای جدید از اقتدار، تسلط و اشراف میرسند اقتداری که در دورههای قبل از آن بشر اصلاً آن را تجربه نکرده است. آن چه در اختیار بشر قرار گرفته است، لایههای ظاهری اقتدار است و این اقتدار هم همراه با تقوا و معنویت است و اصلاً بدون دستیابی به تقوا، راهی به سوی اقتدار نیست؛ اما در عین این که اقتدار فوقالعادهای اتفاق میافتد و لایههایی از علوم باطنی، عمومی و فراگیر میشود و در اختیار بشریت قرار میگیرد، در عین حال مسلم است که این اقتدار در مسیر توسعه کنونی - یعنی توسعه و پیچیدگیهایی که در مسیر توسعه ارضای مادی است - حرکت نمیکند؛ بلکه آهنگ آن آهنگ عبودیت و قرب است؛ همان گونه که در بهشت، آن لذت، امنیت و رفاهی که هست، قابل مقایسه با دنیا نیست؛ «ولا یمسهم فیها نسب و لا لهوف». بشر هیچ رنجی در بهشت ندارد؛ چون محیط ولایت است و در آن محیط، انسان به جایی میرسد که خودش هم ولایت جزئی پیدا میکند. با این حال که همه اینها مقصود است، اما در آن جامعه مطلوب، شکل بهرهوری از این قدرت، و ماهیت این قدرت به گونهای است که بشر را به سمت قرب دعوت میکند. این دورنمایی است که اجمالاً قابل تصور است؛ اما این که ما واقعاً بتوانیم تصور روشنی از آن تمدن ترسیم کنیم، کار دشواری است. آرمانها روشن است؛ عدالت، رفاه و امنیت وجود دارد. معنویت رشد پیدا میکند؛ بشر اقتدار معنوی پیدا میکند؛ علوم باطنی ظهور پیدا میکنند و در عین حال، این به معنی حذف علوم عقلی و حسی نیست و علوم باطنی مقدم بر علوم عقلی و حسی میشوند و معرفتهایی که در دسترس بشر نبوده است تا راه را برای توسعه عبودیت فراهم کند، بسترش پیدا میشود؛ اما اگر ما بخواهیم نمای روشنی بدهیم که واقعاً ساختار آن تمدن چیست شاید هنوز زود باشد و یا لااقل محتاج به یک تحقیقات جدی و پردامنهای است. منبع : مجله پرسمان آبان 1383، شماره 26 |
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط مریم فتح اله زاده |
|
|
شاخه اصلی و دیگر ویژگیهای جامعه مهدوی کدام است تا از این طریق بتوانیم وضعیت کنونی خودمان را معین کنیم ومشخص کنیم که واقعاً نظام اسلامی با چه مشکلاتی - در سطح داخلی و بینالمللی - مواجه است؟
جواب : به نظر میرسد که هنوز هم ما با این مسئلهای که شما میفرمایید، فاصله داریم. یک بحث این است که آیا حکومت حضرت، یک حکومت بسیط است و یا یک حکومت پیچیده؟ من در این زمینه به نقطه روشنی نرسیدهام. در این زمینه نظرات مختلفی وجود دارد؛ بعضی معتقدند که جامعه آرمانی حضرت، جامعهای است که بشر به قبل از صنعت بازگشت میکند و زندگی بشر به زندگی ساده و بسیط ماقبل بر میگردد؛ یعنی معتقدند آن چه تا قبل از صنعت اتفاق افتاده است، جهتگیری کلی آن از طرف انبیا بوده است و با بافت فطرت انسان و جهان هماهنگ بوده است و تصرفاتی که بشر در این مسیر برای جریان ارضا و نیاز پس از رنسانس کرده است - به خصوص در دوره انقلاب صنعتی - جریانی است که با فطرت انسان و جهان هماهنگ نیست. لذا پیشنهاد میدهند که ما به یک جامعه بسیط بازگردیم؛ زیرا جامعه مهدوی، جامعهای است که شکل زندگی بشر در آن بسیار ساده است. دورنمای دیگری که وجود دارد، این است که ما به جامعهای میرسیم که عقلانیت بشر در ساماندهی معاش، یک عقلانیت معنوی میشود؛ مانند این که در یک مقایسهای میگویید: مردمسالاری دینی؛ یعنی میخواهید بگویید که ما دو نوع عقلانیت داریم؛ یک عقلانیت غیردینی و یک عقلانیت متعبد و معنوی و عقلانیت معنوی، مبنای تولید ساز و کارهای مدیریت جامعه ـ که ممکن است پیچیده باشد ـ قرار میگیرد. همه این ساز و کارها، ساز و کارهای نورانی هستند که جریان نور و هدایت در آنها جاری است و نتیجه این ساز و کارها هم یک تمدن با سرعت، دقت و انضباط است که روح این تمدن، عبودیت و بندگی خدای متعال است. بنابراین، ما اگر چنین چیزی را بپذیریم، یکی از فاصلههای جدی ما با آن تمدن، عقلانیت دینی است. عقلانیتی که ما در ایجاد ارتباط بین آموزههای دین، وحی و معاش خودمان داریم، یک عقلانیت بسیط است؛ اما عقلانیتی که بتواند مبنای ساماندهی همه شئون بشر به شکل هماهنگ، بر محور عبودیت خدای متعال باشد و بتوان بر اساس آن عقلانیت، حتی تجارب و علوم پیچیده و فناوریهایی را هماهنگ کرد تا همه این علوم پیچیده و فناوریها، ابزاری برای هماهنگ سازی معیشت بشر بر محور قرب، عبودیت و بندگی خدای متعال و به تعبیری بر محور ولایت ولیالله باشد، یک عقلانیت بسیط نیست. بنابراین، بر اساس این نگاه، یکی از کمبودهایی که در دنیانی کنونی جامعه بشری، حتی در فرهنگ دینداری خود شیعه هست، یک عقلانیت جامع دینی است که بتواند هماهنگسازی امور و شئون معیشت بشر را بر محور عبودیت و بندگی خدای متعال و به تعبیری بر محور ولایت ولی خدا شکل بدهد. بنابراین، ما باید این فاصله را طی کنیم و به سمت رشد عقلانیت معنوی حرکت کنیم. بعضی معتقدند که بشر تا عقلانیت معنوی را تجربه نکند - به گونهای که در مقابل این عقلانیت پیچیده سکولار بتواند ساز و کارهای جدیدی را پیش روی خود قرار بدهد تا از سرعت، دقت و انضباط برخوردار شود - زمینههای ظهور فراهم نمیشود. |
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط مریم فتح اله زاده |
|
|
نقطه آغازین تحولاتی که براساس نگاه فلسفه تاریخی منتهی به عصر ظهور میشود، چیست و نقش انقلاب اسلامی در آن چگونه است؟
جواب : هر چند این بحث به یک مقدمات جدی و دقیقتر و حتی تحقیقات جامع کتابخانهای ومیدانی نیازمند است، اما بعید نیست که «انقلاب اسلامی» سرآغاز احیای نوین معنویت در عالم باشد. اگر از منظر فلسفه تاریخی، جریان رنسانس و انقلاب اسلامی راتحلیل کنیم، باید بگوییم که همان طوری که رنسانس، آغاز غروب معنویت است، «انقلاب اسلامی» سرآغاز ظهور مجدد معنویت در جهان است و یک تحول و هنگامهای است که از لایههای عمیق و باطنی عالم به سمت یک تحول جدی و بنیادی اتفاق میافتد. هر چند نمیتوان همه ابعاد آن را مورد بحث قرار داد، امّا به طور کلی در طول این 25 سال، یک تحول جدی اتفاق افتاده که پرچمداران تمدن مادی، مدعی جنگ چهارمی هستند که یک سوی آن تمدن اسلامی و سوی دیگرش تمدن غرب و به تعبیری ایدئولوژی غالب این تمدن، پس از رنسانس است. پس از رنسانس، از درون تمدن مادی، ایدئولوژیهای مختلفی ظهور کرده است که ایدئولوژی غالب آن با تمدن اسلامی مواجه میشود. این خیزش جدی که در طول یک ربع قرن در جهان اتفاق افتاده است و معادلات متفکران غرب را به هم زده است؛ در شرایطی کم احساس میشد دیگر معنویت غروب کرده و چیزی به عنوان معنویت و تمدنهای معنوی در برابر تمدن غرب، قدرت مقاومت ندارد. این حرکتی که اتفاق افتاده، نتیجهاش بعد از یک ربع قرن، این است که این زمان برای حوادث تاریخی، بسیار کوتاه است. این تمدن با یک رقیب جدی در بیرون خودش مواجه شده است و این همه آرایش قدرت در مقابل اسلام، از آثار همین احساس مقابله است؛ پس پیداست که یک تحول جدی در حال وقوع است. تحولی که دنیای غرب با آن همه سیطره فرهنگی که پیدا کرده بود، به خصوص در دوره رشد علوم، ارتباطات و رسانههای خبری و فرهنگی، مجبور میشود که در مقابل آن آرایش نظامی ترتیب دهد. این علامت این است که یک رقیب جدی به میدان آمده است که از نظر فرهنگی، به سادگی مقهور تمدن غرب نمیشود. آنان معتقدند که این تمدن دارای فرهنگی است که میتواند فرهنگ غالب باشد و میخواهند با سرکوب نظامی هم که شده، این تمدن را سرکوب کنند. بنابراین، میتوان انقلاب اسلامی را نقطه آغازین برای یک تحول از باطن عالم به سمت احیای معنویت و پذیرش آن پس از غروب معنویت بعد از رنسانس دانست؛ دورهای که در آن رابطه بشر با آسمان قطع شده بود و بشر به نقطهای رسیده بود که احساس میکرد مستغنی از آموزههای معنوی و روحانی است. بنابراین، انقلاب اسلامی میتواند یکی از نقطههای اصلی تحول باشد. اما این که چه مراحلی باید طی شود تا ما به عصر ظهور برسیم، محتاج به بررسیهای دقیقتری است؛ ولی به نظر میرسد که شتاب جدی در حوادث اتفاق افتاده است که این اقتضای رشد ارتباطات و سرعت ارتباطات نیز میباشد و به همان میزانی که فناوری سرعت پیدا کرده است، حوادث آخرالزمان نیز سرعت پیدا میکنند. |
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط مریم فتح اله زاده |
|
|
چگونه حرکت معنوی جامعه بشری به مرحلهای میرسد که جامعه آمادگی پذیرش ولایت حضرت را به نحو کامل پیدا میکند؟
جواب : براساس نگاه فلسفه تاریخی، گرچه ارادههای انسانی در تحقق حرکتهای تاریخی موءثرند، یعنی خداوند متعال، انسان را مجبور نیافریده است و جبر مطلق بر رفتار انسانها حاکم نیست، اما نقش اساسی از ناحیه آن دستگاه مدیریت و ولایتی است که بر تاریخ اعمال میشود و تاریخ را به سمت آن نقطه مطلوب سیر میدهد. بنابراین، نقش ولایت ولی خدا در تحقق اهداف تاریخی، نقشی اساسی و محوری است. اساس جامعه آرمانی، با عبادت و سجود خود ولیالله اعظم شکل میگیرد و سرانجام شدت و عظمت عبادت ایشان و غلبه روح عبادت ایشان بر استکبار ابلیس است که آن حوادث مهم تاریخی شکل میگیرد. بنابراین، نمیتوان نقش محوری برای ارادههای بشری در تحقق پدیدههای عظیمی مانند پدیده ظهور قائل شد؛ اما طبیعی است که در جامعه بشری، یک حرکتی به سمت پذیرش توحید و معنویت اتفاق میافتد و فطرتهای بشری در نقطه اوج اقتدار تمدن مادی، به وسیله یک جریان ولایتی، نورانی میشوند و گرایش به سمت توحید و نور حاصل میشود و ترکیب این دو، یعنی جریان ولایت و جریان پذیرش است که عصر ظهور را محقق میکند و عامل اصلی هم جریان ولایت ولی خداست. |
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط مریم فتح اله زاده |
|
|
آیا جامعه مهدوی به صورت جهش و معجزهآسا شکل میگیرد و یا به دنبال طی یک فرایند تکاملی تحقق مییابد؟
جواب : یک عده معتقدند که در جامعه مهدوی جهشی اتفاق میافتد؛ اما عدهای میگویند باید یک حرکت طبیعی به سمت ظهور طی شود. آن چه در تأیید اندیشه معتقدان به حرکت طبیعی به نظر میرسد، این است که ظاهراً آن چه که در عصر ظهور اتفاق میافتد، یک امر مستند به عوامل ظاهری باشد؛ یعنی عصر ظهور، یک پدیده معجزهواری نیست که هیچ قواعد طبیعی در آن مراعات نشود و به نظر نمیرسد که چنین امری، دفعی اتفاق بیفتد. گرچه ممکن است حرکات معجزه آسایی نیز اتفاق بیفتد، ولی جهتگیری کلی این حرکات و همه عوامل آن، یک مسیر طبیعی را طی میکند. بنابراین، از یک سو جامعه جهانی، تمدن مادی و دستگاه استکبار، باید به نقطه اوج خودش برسد و بالاترین حد اقتدار خود را پیدا کند و وعدهای که در طول تاریخ بشریت داده شده، به نقطه پایانی خودش برسد و در عین حال، چون بافت دستگاه ابلیس با فطرت انسان سازگار نیست، طبیعتاً یک نوع ناهماهنگی بین اقتضائات فطری انسان و این تمدن تحقق پیدا میکند و این باعث میشود که در نقطه اوج خودش به یک نارضایتی عمومی بشر از تمدن موجود منتهی گردد. این یک مسیر طبیعی است و همان چیزی است که الان در جهان به چشم میخورد، یعنی تمدن استکباری توانسته به نقطه اوج خودش برسد و حتی توانسته است به بسیای از ایدههایی که در ذهن داشته، لباس تحقق بپوشاند. مهم این است که الان مشاهده میکنیم که یک نارضایتی عمومی از باطن جامعه بشری نسبت به وضعیت مدیریت کنونی عالم در حال شکلگیری است و حتی در مهد خود این تمدن هم چنین چیزی در حال ظهور است. این امری است که به نظر میرسد یک روالی را طی میکند و در نگاه عادی نیز میبینیم که کاملاً مستند به اسباب و عوامل ظاهری است. بنابراین، نارضایتی از دستگاه ابلیس و تمدن مادی، در نقطه اوج تمدن مادی شکل میگیرد و اقتضائات معنوی هم در جامعه بشری ظهور میکند؛ به گونهای که اقتضائات فطری بشر نیز در جامعه آخرالزمان تدریجاً ظهور میکند؛ زیرا بشر برای بیش از طبیعت آفریده شده است و میل به طبیعت، یک امر متناسب با فطرت انسان نیست و طبیعی است که این امر باعث میشود تا یک حرکت باطنی از لابههای عمیق فطرت بشر آغاز شود که این هم ظاهرش در قالب یک امر طبیعی است و به تعبیر دیگر، گرایش به معنویت و یک حیات طیبه در وجدان عمومی بشر شکل میگیرد. نکتهای که لازم است بدان توجه شود، این است که میان این تحولات و جامعهای که در آن حیات طیبه ظهور پیدا میکند و ولایت ولی الله پدیدار میگردد و همه مناسبات آن بر محور عدل و عبودیت است، تفاوتهای اساسی وجود دارد. حال آن جامعه چگونه تحقق پیدا میکند؟ آن جامعه جز با ظهور خاص ولایت ولیالله، تحقق یافتنی نیست و طبیعتاً فاصله جدی و پرشتابی بین این دو مرحله وجود دارد که تحقق این مرحله با یک حرکت عادی و در عین حال با سرعت فوقالعاده، همراه خواهد بود. این که در روایات آمده است که کار حضرت به صورت دفعی اصلاح میشود، یعنی براساس محاسبات عادی، فاصله جامعه جهانی با آن نقطه، فاصله فراوانی است؛ ولی گویی تاریخ بایک شتاب مواجه میشود و پدیدهها با سرعت زیادی اتفاق میافتند. در روایات غیبت حضرت با غیبت حضرت یوسف صدیق علیه السلام از جهات مختلفی تشبیه شده است. به عنوان نمونه، حضرت یوسف علیهالسلام در بین مردم بود؛ اما مردم، او و شخیصت او را نمیشناختند و حتی برادران ایشان او را میدیدند؛ ولی او را نمیشناختند. یکی از نکاتی که در روایات در باب تشبیه غیبت حضرت به غیبت حضرت یوسف آمده، این است که امر حضرت یوسف علیهالسلام، دفعی اصلاح شد؛ زیرا حضرت یوسف علیهالسلام سالها در زندان به سر برده بود و حتی مراحلی پیش آمده بود تا بیرون آمدن حضرت از زندان، مسیری طبیعی را طی کند. این مطلب در قرآن آمده است که همسلولی حضرت یوسف علیهالسلام ـ که ساقی دربار بود ـ خوابی دید و حضرت خواب او را تعبیر کرد و گفت: تو مجدداً ساقی دربار میشوی و آن گاه قرار بر این شد که وقتی ساقی دربار شد، ماجرای یوسف را با عزیز مصر در میان بگذارد؛ ولی این ماجرا به فراموشی سپرده شد و سالهای متمادی حضرت یوسف علیهالسلام در زندان ماندند. وقتی بنا شد کار حضرت اصلاح شود، عوامل به گونهای شکل گرفت که قبلاً قابل تصویر نبود؛ یعنی ابتدا عزیز مصر خوابی دید که خوابگزارها از تعبیر آن عاجز شدند و فقط حضرت یوسف علیهالسلام خواب را تعبیر کرد و عزیز مصر از این تعبیر خواب متوجه شد که حقیقتی دراین شخص وجود دارد. از این رو، او را خواست و او در پاسخ گفت: ابتدا باید ماجرای زندانی شدن من روشن شود تا معلوم شود که خیانتی در میان نبوده است. این بود که همه ماجرا شفاف شد و حضرت یوسف علیهالسلام با رفع همه آن اتهامها ـ که به واسطه آنها زندانی شده بود ـ باعزت از زندان بیرون آمد و بالاخره خزانهدار مصر شد و بعد تدریجاً این خزانهداری به اقتدار و ولایت حضرت منتهی شد. بنابراین، این یک حرکتی بود که به طور طبیعی قابل پیشبینی نبود؛ ولی به سرعت و با یک عاملی که شکل غیرطبیعی نداشت، امّا این مسیر طولانی را با سرعت طی میکرد، انجام شد و این، یک امر طبیعی نیست؛ گرچه ظاهرش هم ظاهر غیرعادی نیست. بنابراین، فرق است بین این که ظاهر حادثه غیرمتعارف باشد و یا این که حادثه شتاب بردارد و عوامل بیرونی در سرعت حادثه دخالت کنند. پدیده ظهور، مسیری است طبیعی که بسیاری از مراحل آن باشتاب طی میشود و پس از ظهور دیگر حقایق ـ که حقایق فوقالعادهای هستند ـ مستند به خود ولایت حضرت میباشند و برای حضرت، زمینههای پذیرش عمومی در جهان فراهم میشود و آن زمینهها هم پرشتاب محقق میشود. پس از تحقق انقلاب جهانی حضرت، حوادث بسیار عظیمی به دست توانای آن حضرت اتفاق میافتد و جامعه بشری هم به سرعت به پذیرش آن حوادث روی میآورد. |
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط مریم فتح اله زاده |
|
|
تصویر شما از جامعه مهدوی بر اساس معارف اسلامی چیست و به اختصار بیان بفرمایید چه نسبتی با جامعه جهانی دارد؟
جواب : ویژگی اصلی که برای جامعه مهدوی در معارف اسلامی و حتی سایر ادیان بدان اشاره شده، ظهور ولایت الهی بر روی زمین است. آثار و پیامدهای این ولایت عبارتند از: تحقق عدالت، امنیت و حتی تحقق رفاه عمومی. بنابراین، دورنمای جامعه مهدوی در معارف اسلامی این است که در آن جامعه اولاً معنویت جزء ارکان اساسی جامعه است و اصولاً جامعه مهدوی بر محور عبودیت و بندگی خدای متعال شکل گرفته است و ثانیاً در پرتو این معنویت و عبودیت در جامعه، عدالت و رفاه محقق میشود. معدل و جامع همه اینها این است که و جود امام عصر علیهالسلام به ظهور تجلی پیدا میکند. یکی دیگر از ویژگیهای عصر ظهور، تجلی ولایت ولیالله است؛ زیرا اساساً چیزی در عرض ولایت ولی خدا بر روی زمین وجود ندارد. بنابراین، وقتی ولایت حضرت بقیةالله علیهالسلام محقق میشود و نفوس بشری آن ولایت را میپذیرند و مناسبات اجتماعی بر محور آن ولایت شکل میگیرد، طبیعی است معنویت، عدالت، رفاه و امنیت در قالبهای خاصی که متناسب با همان جریان نور هستند، محقق میشود؛ زیرا شکلگیری همه مناسبات بشری، بر محور تقواست؛ نه بر محور هوی و به تعبیر دیگر بر محور ولایت ولی الله است و نه بر محور اولیای طاغوت و بنابراین، جریان عبودیت تحقق پیدا میکند؛ نه جریان استکبار. حالا اگر ما این را نقطه معدل جامعه مهدوی بدانیم، چه تناسبی با جامعه جهانی کنونی دارد؟ اگر ما وجهه غالب تمدن مادی را در جهان میبینیم و آن رگهها و لایههای معنوی را که در جهان تحقق پیدا میکند، نادیده بگیریم، این دو حرکت، دو حرکت متفاوت است که یکی به سمت توسعه فرهنگ مادی و دیگری به سمت توسعه فرهنگ عبودیت و بندگی خدای متعال است. گرچه در جامعه جهانی موعود هم وعده به عدالت، رفاه و امنیت داده میشود، ولی تفاوت ماهوی بین این دو نوع وعده وجود دارد. عدالتی که در جامعه مهدوی است، ماهیتاً متفاوت با عدالت نظام سرمایهداری است. هرچند در جامعه سرمایهداری، مناسبات توسعه سرمایه را عدالت بدانند و قوانینی را که برای مناسبات توسعه سرمایهداری به ثبت جوامع بینالمللی رسیده، مبدأ تحقق عدالت بدانند، ولی حقیقت این است که این قوانین، قوانین عادلانهای نیستند؛ زیرا انسان را به نفع امکان تغییر میدهند. در جامعه مهدوی، عدالتی متناسب با عبودیت و توسعه قرب است. به تعبیر دیگر، هرگاه مناسبات ولایت خدای متعال در جامعهای اجباری شد و همه روابط اجتماعی متناسب با بندگی خدای متعال شکل گرفت، در چنین جامعهای، عدالت تحقق پیدا کرده است. بر این اساس، ممکن است بر حسب ظاهر، آرمانهای مشترکی مانند عدالت، امنیت و رفاه تعریف شوند؛ ولی ماهیتاً این آرمانها در جامعه مهدوی با آرمانهایی که در جامعه جهانی کنونی، بشر به آنها دعوت میشود، متفاوت هستند. |
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط مریم فتح اله زاده |
|
|
از سری مقالات شاخصه ها و ویژگی های جامعه مهدوی - شماره ۶
ه-امنیّت و آرامش در عصر و جامعه مهدوی: در جهان معاصر جامعههای انسانی، در شرایط سخت و طاقتفرسایی از نظر فقدان امنیّت و آرامش در ابعاد گوناگون حیات، زندگی میکند. امّا در عصر ظهور امام مهدی(ع) ترس و دلهره در همه ابعادش نابود گردیده و امنیّت و آرامش بر کران تا کران کره زمین سایهگستر و حاکم میشود. و امّا اینکه چگونه این امنیّت و آرامش بر سراسر گیتی و بر جان و دلها حاکم میگردد؟ باید گفت که فقدان امنیّت به یکی از سه عامل ویرانگر زیر برمیگردد که در جامعه مهدوی از سه عامل فقر و محرومیت، ضعف ایمان و ضعف مدیریت خبری نیست. آنچه از ذکر شاخصههای جامعه مهدوی گذشت، نمونه کمی از شاخصههای مختلف که در منابع مختلف به آنها اشاره شده، میباشد. مسلماً معرفی جامعه مهدوی در یک مقاله کوتاه عملی نخواهد شد، و به تحقیق جامع و فرصت زیادی نیاز هست. چراکه جهت معرفی جامعه مهدوی و ذکر شاخصههای آن، از منظرهای مختلف سیاسی، اقتصادی، اجتماعی به خصوص خانواده، مسائل تربیتی، پیشرفت علم و دانش و تکنولوژی، حل مشکلات لا ینحل در جامعه مهدوی، از جمله، حل مشکل مسکن، بیکاری، رعایت حقوق متقابل و جامعه که هر کدام به تنهایی، نیاز به تحقیق و پژوهش کامل جهت تقویت ایمان و باورهای منتظران حضرت، و شناخت ویژگیهای جامعه موعود از نظر اسلامشناسی و شناخت چگونگی حکومت در آن و مسائل مهم دیگر، که مفید و ارزنده است. و از جهتی شناخت جامعه مهدوی برای تعیین سمت و سویی که جوامع باید بسوی آن داشته باشند، سودمند میباشد. امید که با شناخت مهدی موعود(ع) و جامعه او و خصوصیات آن حضرت در راستای تحقق اهداف آن و زمینه سازی برای ظهور آن منجی عدالت خواه و عدالت گستر بیش از پیش تلاش و کوشش کنیم. انشاء الله پدیدآورنده:مرکز فرهنگ و معارف قرآنی، |
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط مریم فتح اله زاده |
|
|
از مجموعه مقالات شاخصه ها و ویژگی های جامعه مهدوی - شماره ۵
د. کشاورزی در جامعه مهدوی: زراعت و کشاورزی از منابع مهم ثروت ملّی و از موارد اساسی پاسخگویی به نیازهای مادّی جامعه و از وسایل تأمین موادّ غذائی در جهان انسان و حیوان است و خداوند آب و خاک را در اختیار بشر نهاده است تا از امکانات و برکات زمین بهره گیرد. حضرت علی(ع) هم فقرزدائی از جامعه را در گرو توسعه اقتصادی و از شاخههای مهم آن، کشاورزی را بیان میفرمایند. که به این مطلب قرآن نیز اشاره دارد. «آیا هیچ درباره آنچه کشت میکنید اندیشیدهاید؟» پس میتوان توسعه کشاورزی را یکی از مهمترین عوامل رشد جامعه و نجات آن از فقر و فلاکت دانست. از این رو هنگامی که امام مهدی(ع) ظهور مینمایند سیستم زراعی و کشاورزی بطور کامل دگرگون میگردد و به بهترین و زیباترین شکل و محتوا و برنامه، شکوفا میگردد. امام مهدی(ع) با کمک گرفتن از تکنولوژی و ابزارهای مهم کشاورزی، و با طرّاحی و تدبیر بینظیر، به کشاورزی رونق داده و کشاورزی شکوفا و شکوهبار میگردد. و از رهآورد این پیشرفت، روح حیات در همه نقاط بیشمار گیتی، حتی زمینهای موات و کویرها، دمیده میشود. و مردم در رفاه و آسایش و آرامش زندگی میکنند. اینک نمونههایی از روایات در نشانگری آن شرایط شکوهبار را از نظر میگذرانیم. پیامبر گرامی میفرمایند: «آبها در دولت مهدی(ع) فراوان میگردد و زمین برکات خویش را چندین برابر میسازد». و امام علی(ع) میفرمایند: «انسان در عصر حاکمیت جهانی آن حضرت، هر آنچه از انواع دانههای زراعی بر زمین بیافشاند، هفتصد برابر، برداشت مینماید...» طبیعی است که حضرت با ساختن سدّهای فراوان آبها را مهار کردهاند و از رهآورد مهار آبها، زمینها آباد، و با مکانیزه کردن کشاورزی و گشوده شدن، درهای رحمت الهی به روی زمینیان، به همه آنها دست مییابد. و کشاورزی رونق گرفته و پیشرفته میگردد. و علاوه بر ایجاد اشتغال، نشاط اجتماعی، انواع مواهب، نعمتها و امکانات زندگی شایسته و درخور شأن انسان بصورت وصفناپذیری، در دسترس مردم قرار میگیرد. مردم در عصر ظهور در زراعت و غرس انواع درختان آزادند و در راه تلاش و سازندگی آنان، موانع بازدارندهای همچون مالیاتهای ظالمانه و مقرّرات ضد انسانی قرار نمیدهند، و انسان هر چه قدر تلاش کند و زمینی را احیاء کند و به مزارع و باغات پرمیوه تبدیل کند، از آنِ خود اوست. چرا که در مکتب اسلام چنین وضع شده است. پیامبر اسلام میفرمایند: «هر کس زمین مردهای را زنده کند از آن خود اوست.» و بدین سان انسان در جامعه مهدوی با انگیزه بیشتر، و نشاط زاید الوصفی به کار و تلاش و سازندگی میپردازد و از این رهگذر نعمتهای فراوانی نصیب انسان میگردد. و جامعه مهدوی در آسایش و امنیت و صلح و صفا، بسر میبرد. و مشکلات بزرگی در جامعه امروز، گریبانگیر بشر است. مثل، مشکل بیکاری، مسکن، فقر به برکت و تلاش و تدابیر حضرت مهدی(ع) از جامعه مهدوی رخت برمیبندد. امام صادق(ع) میفرمایند: «هنگامی که قائم آل محمد(ص) قیام نماید، خانههای شهر «کوفه» به شهر «کربلا» متّصل میشود و شهر بقدری گسترش مییابد که همه صاحب خانه میشوند.» بدینسان، این روایت، بیانگر این مطلب است که مردم زمینهای خشک و سوزان و بیابانهای بیآب و علف را إحیا و آباد میسازند و بصورت خانههای زیبا و پر شکوه و باغهای پرطروات درمیآورند که یک نمونه آن، گسترش شایسته خانههای کوفه تا نهر کربلا میباشد، آن هم با آن مسافت بسیاری که اینک میان آن دو شهر وجود دارد. خلاصه سخن اینکه در جامعه مهدوی، آزادی کار، مسافرت، تجارت، نوآوری، ابداع و امکانات به همه مردم ارزانی میگردد. و میدان کار و تلاش و ابتکار برای همه استعدادها فراهم میشود. و سستی و تن پروری و بیکارگی جای خود را به کار و تلاش و نشاط و تحرّک میدهد. |
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط مریم فتح اله زاده |
|
|
مجموعه مقالات شاخصه ها و ویژگی های جامعه مهدوی - شماره ۴
ج. رفاه و آسایش اقتصادی: بیشک از مهمترین مشکلات حیات انسان، مشکل اقتصادی و معیشتی و مسایل مربوط به آن همچون فقر، گرانی، محدودیّت تجارت و داد و ستد و تورّم، ناتوانی اقتصادی، تولید کم و تقاضای بسیار و مسائلی از اینگونه که بیشتر آنها از ثمرات شوم اقتصاد ضد اسلامی حاکم بر جهان و به ویژه کشورهای اسلامی است. آری! این اقتصاد ضد اسلامی و ظالمانه است که به بحرانهای اقتصادی در جوامع انسانی منجر میشود. و این بخاطر سرکوبی مردم و پایمال ساختن آزادیها، مسدود ساختن راههای معیشت برای مردم، تحمیل مالیات سنگین و تصاعدی بر تودهها و محروم ساختن بندگان خدا از مواهب زندگی و برکات و نعمتهایی است که خداوند آنها را به بندگانش ارزانی داشته و برای آنها مباح ساخته است. شایسته است فراموش نکنیم که بیشتر جنایاتی که در جهان رخ میدهد، از فقر مالی و نیاز و فلاکت سرچشمه میگیرد. بیشتر جوانان بخاطر فشار و نیاز از تشکیل خانواده سرباز میزنند و بسیاری از خانوادهها از فشار و فقر و عدم امکانات به تحدید نسل رضایت میدهند. و اگر بگوییم که بیشتر مردمی که میمیرند قربانی فقر و فلاکتند، سخنی به گزاف نگفتهایم. آری اگر بخواهیم ضایعات و زیانهای برخاسته از فقر را در جامعه انسانی بشماریم سخن به درازا میکشد و شکل نوشته تغییر یافته و اگر بخواهیم از ابعاد گوناگون مسایل اقتصادی بحث کنیم، این نوشته طولانی و فقط در این بُعد از شاخصه جامعه مهدوی خلاصه میشود، به همین جهت سخن را اینگونه خلاصه میکنیم: از جمله اصلاحات گسترده و طرحهای بزرگی که امام مهدی(ع) بدان قیام میکند مسأله حلّ مشکلات اقتصادی در خانواده بزرگ بشری است و این کار بزرگ و برنامه عظیم از راه پیاده کردن مقرّرات عادلانه و رهاییبخش و زندگیساز اقتصاد اسلامی خواهد بود از مهمترین و کارسازترین بندهای آن عبارتند از: 1ـ اعطای آزادیهای گوناگون در امور اقتصادی و اجتماعی و فکری و صنعتی بر اساس حق و عدالت اسلامی. 2ـ بهرهوری از مواهب و امکانات و نیروهای طبیعت و فرصت و میدان دادن به دستها، مغزها و اندیشههای توانا و سازنده و مبتکر بر اساس عقل و اندیشه. دسترسی به همه موارد ذکر شده به جهت اجرای دقیق تعالیم اسلامی عملی میشود. اینک یک نمونه از روایات متعدّدی که نشانگر زندگی اقتصادی امام مهدی(ع) است را به جهت رعایت اختصار در پائین ذکر میشود: پیامبر گرامی اسلام(ص) میفرمایند: «به مهدی(ع) بشارتتان میدهم... او ثروتها را درست و بطور مساوی تقسیم میکند و به برکت او غنا و بینیازی دلهای امّت محمد(ص) را لبریز میسازد و عدالت او همه را در برمیگیرد، تا آنجائی که دستور میدهد ندا کنندهای ندا کند که: «هان، ای مردم! هر کس نیاز مالی دارد بیاید و هرچه میخواهد بگیرد.» و جز یک نیازمند، کسی نمیآید. آن یک نفر میآید و امام مهدی(ع) به او میگوید: «نزد خزانه دار برو تا آنچه میخواهی به تو بدهد.» نزد خزانهدار میرود و میگوید: «من از سوی امام مهدی(ع) آمدهام تا به من کمک کنی و ثروتی به من بدهی.» خزانهدار میگوید: «آنچه میخواهی بردار...» او آنقدر زر و سیم برمیدارد که نمیتواند ببرد، مقداری از آن را برگرداند تا بتواند حمل کند و بقیّه را میبرد. امّا وقتی از خزانهدار دور میشود، پشیمان شده و میگوید: «گویی من حریصترین فرد از امّت محمد(ص) هستم. همه برای دریافت مال دعوت شدند امّا جز من کسی نیامد». از این رو نزد خزانهدار برمیگردد و زر و سیم را پس میدهد امّا خزانهدار نمیپذیرد و میگوید: «ما چیزی را که بخشیدیم، دیگر نمیپذیریم». این روایت و روایتهای زیادی شبیه این روایت، همه بر رشد و شکوفایی اقتصادی جامعه مهدوی و غنای نفس مردم و عدم رغبت آنها در سایه تعالیم نجاتبخش اسلام به زیاده خواهی، احتکار و پسانداز است که هر کدام از این موارد، خود عامل بیماری اقتصاد، و فقر عدهای از مردم در سایه ثروت اندوزی بقیّه مردم میباشد، که در جامعه مهدوی همه این بیماریها از بین خواهد رفت. برای شاخههای مختلف اقتصاد، روایات و بحثهای زیادی در منابع ذکر شده است. که به جهت پرهیز از طولانی شدن مطلب به یک نمونه دیگر فقط اشاره میشود. |
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط مریم فتح اله زاده |
|
|
از سری مجموعه مقالات شاخصه ها و ویژگی های جامعه مهدوی - شماره ۳
ب. عدل و ظلم و قوه قضائیه در جامعه مهدوی: اشاره شد که داوری و قضاوت آن گرامی در جامعه مهدوی، بسان داوری نیاکان پاک و پاکیزهاش، عادلانه و انسانی و بر اساس حق و عدالت است و با یک ویژگی از داوری آن عدالت پیشگان و نیاکانش، ممتاز میشود. و آن ویژگی این است که آن حضرت در سیستم قضایی خویش بر اساس آگاهی و اطّلاعات خویش بر رخدادها و حوادث، داوری میکند، از اینرو نه به انتظار گواهی گواهان میماند و نه دلایل و مدارک و شواهدی که ادّعا را اثبات کند. سخن در اینجا بر دو محور دور میزند: 1. نخست اینکه این روایت صحیح و جانبخش که در مورد امام مهدی(عج) و ره آورد حاکمیت او بطور متواتر از پیامبر گرامی و امامان معصوم، رسیده است، بارها تکرار شده است که میفرمایند: «امام مهدی(ع) پس از ظهور خویش، جهان را سرشار از عدل و داد میکند پس از آنکه از ستم و بیداد لبریز گردد.» شایسته یادآوری است که این حدیث در مجموعههای روایی ما صدها بار از راههای گوناگون و چهرههای مختلف روایت شده است به گونهای که هیچ جایی برای شک و تردید در صحّت و درستی آن نمیماند. آری! آن اصلاحگر بزرگی که میخواهد ستم و بیداد را در همه میدانها و ابعاد و چهرههایش نابود سازد و ریشه و اساس آن را در هر نقطهای که باشد و یا از هر انسانی سرزند از بیخ و بن برکند، و ظلم ریشه کن شده و عدالت حاکم شود، طبیعی است که از چنین عدالتگستری نباید انتظار داشت که خود منتظر این باشد که مظلوم به او شکایت برد، یا آن پیشوای عدالت از مدّعی ستمدیده برای اثبات ادّعای به حقّش که برای آن داور عدالت پیشه، روشن است دلایل، شواهد، اسناد و مدارک ارائه کند، هرگز! چرا که گاه ممکن است مظلوم برای اثبات بیدادی که بر او رفته یا حق که از او پایمال شده است ناتوان باشد یا نتواند ساختگی بودن بافتههای ظلم را روشن کند. ممکن است ستم و بیداد در بسیاری از نقاط روی زمین واقع شود و مظلوم نتواند از بیدادی که بر او رفته است به امام عدالت و نجات، شکایت برد. و نیز امکان دارد انسانی مخفیانه و به ستم کشته شود و کسی از کشته شدن او آگاه نگردد و قاتل او را نشناسد و در نتیجه خون او پایمال گردد، در این صورت چگونه میتوان گفت: «امام مهدی(ع) زمین و زمان را لبریز از عدل و داد میسازد؟!» 2. از پیامبر گرامی(ص) روایت شده است که میفرمایند: «مردم، من در میان جامعه، بر اساس دلایل و شواهد و سوگندها، قضاوت و داوری میکنم نه بر اساس وحی و رسالت.» شاید مفهوم ظاهری روایت پیامبر این باشد که آن حضرت در میان مردم، بر اساس آگاهی و علم شخصی خویش داوری نمیکند. و داوری او با گواهی گواهان یا مدارک و مستندات دیگر شاید این شیوه پیامبر(ص) در داوری و قضاوت و عمل نکردن بر اساس آگاهی و اطلاع شخصی خویش، بدان جهت بود که اگر آن گرامی در داوریهای خویش بر اساس آگاهی و اطّلاع شخصی قضاوت میکرد، رفتار و عملکرد قضایی او در میان امّت سیره و سنّت میشد و آنگاه بود که برای هر قاضی یا حاکمی دستاویز و بهانه میگشت که در جامعه، بدون دلایل و مدارک قانع کننده به هر کس دلش خواست حدّ جاری کند و طبق تمایلات خویش حکم راند و آنگاه ادّعا نماید که به علم و اطّلاع شخصی خویش داوری نموده و قضاوت کرده است. و با این کار نظام دین و جامعه از هم گسیخته و هرج و مرج و خودکامگی در سیستم قضایی رواج یافته و معیارها و مقیاسهای فقهی و حقوقی و عرفی دچار اختلال میگشت. بر این اساس بود که پیامبر گرامی اسلام(ص) این راهها را برای قضات بدرفتار و حکومتهای بیدادگر مسدود ساخت تا آنان نتوانند در میان مردم، طبق تمایلات جاهطلبانه و هواهای خویش حکم رانند و آنگاه مدّعی گردند که بر اساس علم و آگاهی شخصی خویش حکم میکنند. و از این رو شخص پیامبر در محکمه عدالت حاضر میشود، و به انتظار قضاوت مینشیند و حتی به رأی او اعتراض نمیکند. و حال آنکه او علم شخصی داشته و یقین به حقانیّت خودش داشته. و یا علی(ع) بر طبق مدارک و مستندات، قضاوت و از سیره پیامبر پیروی میکند، چرا که ترس از آینده و سیره و سنت شدن رأی با آگاهی شخصی معصوم، در میان غیر معصوم سنت و باب شود. امّا امام معصوم و پیشوای عدالتگستری که هرگز چنین احتمالی در مورد او نمیرود و هیچ نوع اشتباه و انحرافی به ساحت مقدّس او راه ندارد، بر چنین انسان والایی زیبنده است که بر اساس آگاهی و اطّلاعات شخصی خویش به امور و رخدادها، داوری نماید و هرگز منتظر گواهی گواهان و اقامه دلایل و مدارک از سوی مدّعی نباشد و بر سوگندهای دروغین از سوی طرفین، بهایی ندهد و آنچه حقّ و عدالت است آن را ملاک قرار دهد و بر اساس آن داوری نماید. و مطمئن است که حکومت بعد از خودش به دست غیر معصوم نمیافتد. با توجه به این دو نکته اساسی که: اوّلاً: امام مهدی(ع) اصلاحگر بزرگی است که زمین و زمان را سرشار از عدل و داد میکند. و ثانیاً: علاوه بر تمامی آگاهیها و اطلاعات و معیارها، بر اساس آگاهی و اطّلاعات شخصی خویش، داوری و حکومت مینماید. از این واقعیّت دریافت میگردد که آن حضرت تبهکاران و آدمکشان و مجرمان را بر اساس عدالت و به منظور اصلاح جامعه به کیفر شایسته و عادلانه گناهانشان میرساند، خواه آثار و دلایل و مدارک جرم موجود باشد و یا آن را از بین برده باشند و طبق موازین عادّی ثابت نشود و گواه و بیّنه اقامه نگردد. و بدین سان شرایطی پدید میآید که هیچ کس جرأت ستم و قانونشکنی و گناه در خود نمیبیند و زمین از عدالت و آزادی و دادگری و امنیت و رفاه و سعادت لبریز میگردد. روایات بیانگر این واقعیّت، بسیار است که به جهت رعایت اختصار تنها به یک نمونه اشاره میشود: امام باقر(ع) فرمودند: «هنگامی که قائم ما قیام کند به سبک داود(ع) حکومت و داوری خواهد کرد و گواه و دلیل نخواهد خواست.» حال این سؤال پیش میآید که منظور از حکومت داود(ع) چیست؟ در جواب باید گفت که منظور شریعت و راه و رسم او نیست، چرا که همه شرایع و قوانین پیش از اسلام، با آمدن اسلام نسخ و پایان یافتند. بلکه منظور از این عبارت و عنوان، این است که مهدی موعود(ع) در جامعه مهدوی، بر اساس آگاهی و دانش خویش قضاوت میکند، و قوه قضائیه آن حضرت بر پایه علم امامت حضرت استوار است. چنانکه حضرت داود(ع) پیامبر بزرگ خدا مدّتی طولانی اینگونه حکومت و داوری میکرد. و حقایق و واقعیّات رخدادها و اختلافات، به اذن خدا برای او آشکار میگشت، و بدین جهت بر اساس آگاهی و دانش شخصی خویش قضاوت کرده و به گفتار طرفین اختلاف و دعوا، اعتنا نمیکرد. سؤال دیگری که اینجا پیش میآید، این است که امام مهدی(ع) چگونه میتواند عدالت و دادگری را در کران تا کران گیتی تحقق بخشد با اینکه میدانیم آن گرامی در پرتو دانش و آگاهی خویش از مسائل و رخدادهای منطقه و شهری که اقامت دارد با خبر است و یا اینکه به شهرهای دیگر دسترسی ندارد اگر چه علم هم داشته باشد. این سؤال را با روایتی از امام صادق(ع) پاسخ میدهیم که میفرماید: وقتی قائم ما قیام کند به هر منطقه و شهری فرستادهای آگاه و کاردان و پروا پیشه گسیل میدارد و به او میگوید: «برنامه کار تو در کف دست توست. از این رو هر گاه کاری برایت پیش آمد که راه حلّ آن را نفهمیدی و قضاوت در آن را نشناختی به کف دستت نظاره کن و آنچه در آن یافتی، عمل نما». در مورد این روایت سه احتمال بنظر میرسد: 1ـ ممکن است روایت را معجزه بشناسیم و بگوییم فرستادگان آن اصلاحگر بزرگ آسمانی هنگامی که در مسائل و رخدادها بمانند بناگاه بر کف دست خویش احکام عادلانه و مورد نظر را نوشته شده و آماده خواهند یافت. 2ـ ممکن است منظور آن حضرت نوعی دستگاه شبیه بیسیم و ارتباطیِ بسیار پیشرفتهای باشد که برخی از کارگزاران ویژه حضرت در اختیار دارند و دستورهای صادره از مقام فرماندهی کلّ را همواره دریافت میدارند چنانکه تصور این مطلب در جوامع امروزی، آسان میباشد. امروز با وجود رایانه، اینترنت و انواع و اقسام وسایل ارتباطی، میتوان در یک لحظه با سراسر دنیا ارتباط برقرار کرد. 3ـ و یا اینکه روایت، پیام و معنای دیگری دارد که پس از ظهور آن حضرت به خواست خدا آشکار خواهد شد و اکنون برای ما ناشناخته است. کوتاه سخن اینکه امام مهدی(ع) با نمایندگان و حاکمان و قضاتی که برای کشورهای سراسر جهان نصب فرموده و آنان را برای تدبیر امور و تنظیم شئون و حل مشکلات و رفع کشمکشها و تأمین امنیّت و نیکبختی جامعه بزرگ مهدوی در عصر ظهور، گسیل داشته بطور دائم در ارتباط است و آنان با فرماندهی و امامت آن اصلاحگر بزرگ جهانی و در پرتو دانش و عدالت او انجام وظیفه مینمایند. و با اجرای سیستم قضائی واحد، در کران تا کران گیتی به عدالت واقعی رسیده و عدالت اداری، اجتماعی و اقتصادی و قضائی بر جهان حاکم خواهد شد و ظلم و ستم و بیدادگری از دنیا رخت برخواهد بست. انشاءالله.
|
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط مریم فتح اله زاده |
|
|
از مجموعه مقالات ویژگی های جامعه مهدوی -شماره ۲
الف. اجرای کامل قوانین: از جمله عواملی که در نیکبختی یا نگونبختی اصلاح، سازندگی، تباهی و انحطاط جامعهها و تمدّنها نقش سرنوشت سازی دارد؛ قوانین و مقرّرات حاکم بر جامعه و تمدّن در ابعاد گوناگون حیات، بویژه حکومت و سیاست و قضاوت است. قوانین با همه انواع و اقسام آن، ابزارهای جهت دهنده و دستگاههای تربیت کنندهای هستند که جامعه را بسوی ارزشها یا ضدّ ارزشها جهت میدهند و بسوی نیکی و نیکبختی یا شرارت و نگونسازی سوق میدهند. در این میان تنها قوانین و مقرّرات اسلام واقعی است که نیکبختی جامعه انسانی را در دنیا و آخرت تضمین میکند. قوانین اسلام، احکام و مقرّرات راستین خدا به جز در زمان پیامبر(ص) و امیر مؤمنان علی(ع) بطور کامل پیاده نشده، و فعلیّت همه آنها در عصر حضرت مهدی(عج) و جامعه مهدوی محقق خواهد شد. تمامی قوانین و مقرّرات بیگانه از اسلام و قرآن، در حکومت امام مهدی(عج) الغاء و دور ریخته میشود، و هرگز بدانها عمل نمیگردد و بجای آنها مقرّرات درخشان و زندگیساز برخاسته از قرآن و شیوه راستین پیامبر(ص) امور مردم را تدبیر و شئون کشور را تنظیم و در کران تا کران جامعهها همانگونه که شایسته و بایسته است، پیاده میشود. و در واقع هدف حضرت مهدی، همان هدف بعثت خاتم الانبیاء میباشد که در جامعه فعلی و قبل از جامعه مهدوی بواسطه فقدان شرائط و موانع خارجی تحقق نیافته و در جامعه مهدوی شرایط فراهم و موانع مرتفع خواهد شد. در جامعه مهدوی قوانین و مقرّرات، احکام الهی که از طریق وحی به پیامبر ابلاغ شده است بدون اضافه یا کم کردن، اجراء خواهد شد. و مدینه فاضله راستین که از دیرباز ساختن آن ذهن متفکران و اندیشمندان را به خود مشغول کرده است عملی خواهد شد. «حلال محمد(ص) حلال الی یوم القیامه و حرام محمد(ص) حرام الی یوم القیامه» قانون و دستورات حضرت مهدی(عج) همان قانونی است که پیامبر در مدینه و علی(ع) در کوفه به دنبال اجرای آن بودند. همان قانونی است که نمونه کامل شایسته سالاری در حکومت کوفه دیده میشود. قانون عدالت و قضاوت آن گرامی در جامعه مهدوی بسان داوری نیاکان پاک و پاکیزهاش، عادلانه، انسانی و بر اساس قرآن و آئین نبوی و حقّ و عدالت است. چرا که شریعت نبوی، تا قیامت استمرار دارد، و آنچه در شریعت جدّش و نیاکانش مطرود است، تا روز رستاخیزِ بزرگ، مطرود خواهد بود. و آنچه در نظام مدینه و کوفه، اجرا میشد، در آرمانشهر مهدوی نیز اجرا خواهد شد و این همان چیزی است که از حدیث بالا فهمیده میشود. قوانین حاکم بر نظام و اجتماع مهدوی، قوانین اسلام است که از طریق وحی بر پیامبر بزرگ اسلام اعلام شده است. همگان به خصوص هیئت حاکمه در این خط مستقیم با احساس مسئولیت و تعهّد قدم برمیدارند. سلیقههای شخصی یا گروهی خود را کنار گذاشته و به راست و چپ منحرف نشوند. چنانکه در حدیثی از پیامبر آمده است که میفرماید: «بندهای مؤمن نخواهد بود مگر اینکه هوی و خواست او تابع آنچه من آوردهام، باشد و از آن منحرف نشود» جلوههای بسیاری از این احساس مسئولیت و اداره اجتماع، بر طبق شریعت اسلام در حکومت و زندگی پیامبر(ص) و علی(ع) دیده شده و امّا نمونه کامل آن در جامعه و دولت مهدوی بطور کامل، عملی خواهد شد. |
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط مریم فتح اله زاده |
|
|
مقدمه
عصر امام(ع) پس از ظهور و قیام جهانیاش، براستی از درخشانترین و دوستداشتنیترین و زیباترین عصرها برای جهان، از آغاز آفرینش جهان و انسان است. و کاملاً بجا و درست است که نام عصر ظهور و جامعه مهدوی را «عصر حاکمیت نور و دانش و بینش» به مفهوم واقعی آن نام گذاریم، نه روزگاری را که ما در آن زندگی میکنیم که براستی عصر تاریکیهایِ جهل، انحراف، فجایع بیداد و گمراهی که عصر نگونسازی و اسارت انسان است. در جامعه مهدوی جهنّم زندگی، جای خود را به بهشت نیکبختی و سعادت میدهد و پژمردگی و افسردگیها، جای خود را به طراوت و نشاط میسپارد و امن و امان در همه ابعاد زندگی جهان گستر میشود. فرشته عدالت بر سر بشریّت سایه میافکند و ظلم و ستم یکسره نابود میشود. آری! اینها پرتویی از برکات نهضت آسمانی امام عصر(ع) و قیام اصلاحگرانه آن حضرت و دستاوردها و گامهای اصلاحی و طرحهای عمرانی و فرهنگ پر ارج و پیاده شدن مقرّرات عدالت آفرین و انسانساز خدا، به دست با کفایت مهدی موعود(ع) در جامعه مهدوی است. این روند فاجعه بار است که مقدّمه و زمینهای برای نهضت نجات بخش امام زمان(عج) و قیام جهانی او و تشکیل جامعه و دولت مهدوی برای گسترش عدل و داد و زدودن آثار نکبت بار ستم و بیداد میگردد. و از این رو زندگی انسانها که دارای ابعاد گوناگون و جلوههای متنوّعی است با دستان با کفایت اصلاحگر بزرگ جهانی، با طرح و برنامه ریزی، تدبیر امور و تنظیم شئون همه جانبه، اصلاح خواهد شد، و تشکیل جامعه مهدوی ره آورد شکوهبار و وصفناپذیری خواهد داشت. از انبوه روایات رسیده، این واقعیّت دریافت میگردد که در پرتو قیام و حکومت عادلانه او دگرگونی عظیم و تغییر ژرف و گستردهای در سراسر گیتی رخ میدهد و چهره و محتوای زندگی در همه میدانها و جلوهها به صورت شکوهمندی تغییر مییابد. در این مقام، برخی از ابعاد زندگی و شکوفایی و درخشندگی آن را در عصر حاکمیت آن اصلاحگر آسمانی و شاخصههای جامعه مهدوی را به صورت فشرده از نظر میگذرانیم. |
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط مریم فتح اله زاده |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
سعی من در این وبلاگ نقد و بررسی حضور زن شیعه در جامعه مهدوی و جایگاه بالای زن برای زمینه سازی ظهور منجی و موعود حقیقی یعنی حضرت صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه الشریف ، همچنین معرفی سایت های نمونه در انتقال مفاهیم ناب شیعی و نقل گزیده مطالب مفید آنها در این وبلاگ می باشد .
« اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر و اجعلنا من خیر شیعته و اعوانه و انصاره و اجعلنا من المستشهدین بین یدیه » |
| پیوندهای روزانه |
|
وبلاگ عشق دو عالم علی وبلاگ قرآن بی نام و نشانیم آرشیو پیوندهای روزانه |
| نوشته های پیشین |
|
آذر 1387 آبان 1387 شهریور 1387 تیر 1387 خرداد 1387 |
| آرشیو موضوعی |
|
معرفی پایگاههای اسلامی اندیشه شیعه سیره اهل بیت علیهم السلام دعا برای سلامتی امام زمان شاخصهها و ویژگیهای جامعه مهدوی دکترین جامعه مهدوی زن و جامعه مهدوی |
|
RSS
|